| جمع | apers |
apering the glass
در حال باز کردن شیشه
aper the opening
در حال باز کردن بازش
apered the hole
چاه را باز کرد
apered the pipe
لوله را باز کرد
apered the end
پایان را باز کرد
aper the rope
در حال باز کردن ریسمان
apered the tip
پایه را باز کرد
apering the hole
در حال باز کردن چاه
apering down
در حال باز کردن پایین
apered the nozzle
نوزل را باز کرد
please sign your name on this paper.
لطفاً نام خود را روی این کاغذ بیاورید.
i need to buy some paper for the printer.
من نیاز دارم کاغذی برای چاپگر بخرم.
she read the news in the morning paper.
او خبرها را در روزنامه صبح خواند.
he wrote a letter on plain white paper.
او یک نامه را روی کاغذ سفید ساده نوشت.
the teacher gave us paper for the exam.
معلم کاغذی برای امتحان به ما داد.
put your money in the paper bag.
پول خود را در کیف کاغذی بگذارید.
i have an important paper to submit tomorrow.
من یک کاغذ مهم دارم که فردا باید تحویل دهم.
the paper cut hurt my finger badly.
باز کردن کاغذ به انگشت من زیاد آسیب زد.
can you pass me a piece of paper?
میتوانی یک قطعه کاغذ به من بدهی؟
he folded the paper into an airplane.
او کاغذ را به یک هواپیما تا کرد.
the wall was covered with colorful paper.
دیوار با کاغذ رنگی پوشیده شده بود.
she wrapped the gift in beautiful paper.
او هدیه را با کاغذ زیبایی پر کرد.
apering the glass
در حال باز کردن شیشه
aper the opening
در حال باز کردن بازش
apered the hole
چاه را باز کرد
apered the pipe
لوله را باز کرد
apered the end
پایان را باز کرد
aper the rope
در حال باز کردن ریسمان
apered the tip
پایه را باز کرد
apering the hole
در حال باز کردن چاه
apering down
در حال باز کردن پایین
apered the nozzle
نوزل را باز کرد
please sign your name on this paper.
لطفاً نام خود را روی این کاغذ بیاورید.
i need to buy some paper for the printer.
من نیاز دارم کاغذی برای چاپگر بخرم.
she read the news in the morning paper.
او خبرها را در روزنامه صبح خواند.
he wrote a letter on plain white paper.
او یک نامه را روی کاغذ سفید ساده نوشت.
the teacher gave us paper for the exam.
معلم کاغذی برای امتحان به ما داد.
put your money in the paper bag.
پول خود را در کیف کاغذی بگذارید.
i have an important paper to submit tomorrow.
من یک کاغذ مهم دارم که فردا باید تحویل دهم.
the paper cut hurt my finger badly.
باز کردن کاغذ به انگشت من زیاد آسیب زد.
can you pass me a piece of paper?
میتوانی یک قطعه کاغذ به من بدهی؟
he folded the paper into an airplane.
او کاغذ را به یک هواپیما تا کرد.
the wall was covered with colorful paper.
دیوار با کاغذ رنگی پوشیده شده بود.
she wrapped the gift in beautiful paper.
او هدیه را با کاغذ زیبایی پر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید