aphiss

[ایالات متحده]/['eifis]/
[بریتانیا]/[ˈaɪfɪs]/

ترجمه

n. شته؛ به ویژه، حشره‌ای از جنس Aphis؛ جنس Aphis
abbr. خدمات بازرسی بهداشت دام و گیاه

عبارات و ترکیب‌ها

aphiss the situation

تشدید وضعیت

aphiss and worsen

تشدید و بدتر شدن

aphiss the tension

تشدید تنش

aphiss the conflict

تشدید درگیری

aphiss relations

تشدید روابط

جملات نمونه

he had an aphiss with his friend at the café.

او یک قرار ملاقات با دوستش در کافه داشت.

she scheduled an aphiss to discuss the project.

او یک قرار ملاقات برای بحث در مورد پروژه تنظیم کرد.

we need to have an aphiss about the upcoming event.

ما نیاز داریم یک قرار ملاقات در مورد رویداد آینده داشته باشیم.

they had an aphiss to finalize the contract.

آنها یک قرار ملاقات برای نهایی کردن قرارداد داشتند.

can we set an aphiss for next week?

آیا می توانیم یک قرار ملاقات برای هفته آینده تعیین کنیم؟

he forgot about their aphiss and was late.

او قرار ملاقات آنها را فراموش کرد و دیر رسید.

she always looks forward to their aphiss.

او همیشه منتظر قرار ملاقات آنهاست.

they had a lovely aphiss by the lake.

آنها یک قرار ملاقات زیبا کنار دریاچه داشتند.

he canceled the aphiss at the last minute.

او قرار ملاقات را در آخرین لحظه لغو کرد.

let's have an aphiss to catch up on life.

بیایید یک قرار ملاقات داشته باشیم تا از حال یکدیگر باخبر شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید