visiting apiaries
بازدید از کندوهای عسل
new apiaries
کندوهای عسل جدید
local apiaries
کندوهای عسل محلی
protecting apiaries
محافظت از کندوهای عسل
rural apiaries
کندوهای عسل روستایی
established apiaries
کندوهای عسل ایجاد شده
nearby apiaries
کندوهای عسل نزدیک
manage apiaries
مدیریت کندوهای عسل
thriving apiaries
کندوهای عسل موفق
abandoned apiaries
کندوهای عسل رها شده
the beekeeper carefully inspected the apiaries for signs of disease.
نگهبان زنبورها به دقت کندوها را برای علائم بیماری بررسی کرد.
local honey is sourced from several thriving apiaries in the region.
عسل محلی از چندین کندوی موفق در منطقه تهیه میشود.
protecting apiaries from pesticide exposure is crucial for bee health.
محافظت از کندوها در برابر قرار گرفتن در معرض سموم دفع آفات برای سلامت زنبورها بسیار مهم است.
the apiaries were strategically located near fields of wildflowers.
کندوها به طور استراتژیک در نزدیکی مزارع گلهای وحشی قرار داشتند.
expanding the number of apiaries can increase honey production.
افزایش تعداد کندوها میتواند تولید عسل را افزایش دهد.
the apiaries provide a vital habitat for pollinating bees.
کندوها زیستگاه حیاتی برای زنبورهای گردهافشان فراهم میکنند.
he manages several small apiaries scattered across the countryside.
او چندین کندوی کوچک پراکنده در سراسر حومه را مدیریت میکند.
the apiaries' success depends on the availability of nectar sources.
موفقیت کندوها به در دسترس بودن منابع شهد بستگی دارد.
new technologies are being implemented in modern apiaries.
فناوریهای جدید در کندوهای مدرن در حال اجرا هستند.
the apiaries were damaged by a recent severe thunderstorm.
کندوها در اثر یک طوفان شدید اخیر آسیب دیدهاند.
sustainable practices are essential for maintaining healthy apiaries.
روشهای پایدار برای حفظ سلامت کندوها ضروری هستند.
the apiaries contribute significantly to the local economy.
کندوها سهم قابل توجهی در اقتصاد محلی دارند.
visiting apiaries
بازدید از کندوهای عسل
new apiaries
کندوهای عسل جدید
local apiaries
کندوهای عسل محلی
protecting apiaries
محافظت از کندوهای عسل
rural apiaries
کندوهای عسل روستایی
established apiaries
کندوهای عسل ایجاد شده
nearby apiaries
کندوهای عسل نزدیک
manage apiaries
مدیریت کندوهای عسل
thriving apiaries
کندوهای عسل موفق
abandoned apiaries
کندوهای عسل رها شده
the beekeeper carefully inspected the apiaries for signs of disease.
نگهبان زنبورها به دقت کندوها را برای علائم بیماری بررسی کرد.
local honey is sourced from several thriving apiaries in the region.
عسل محلی از چندین کندوی موفق در منطقه تهیه میشود.
protecting apiaries from pesticide exposure is crucial for bee health.
محافظت از کندوها در برابر قرار گرفتن در معرض سموم دفع آفات برای سلامت زنبورها بسیار مهم است.
the apiaries were strategically located near fields of wildflowers.
کندوها به طور استراتژیک در نزدیکی مزارع گلهای وحشی قرار داشتند.
expanding the number of apiaries can increase honey production.
افزایش تعداد کندوها میتواند تولید عسل را افزایش دهد.
the apiaries provide a vital habitat for pollinating bees.
کندوها زیستگاه حیاتی برای زنبورهای گردهافشان فراهم میکنند.
he manages several small apiaries scattered across the countryside.
او چندین کندوی کوچک پراکنده در سراسر حومه را مدیریت میکند.
the apiaries' success depends on the availability of nectar sources.
موفقیت کندوها به در دسترس بودن منابع شهد بستگی دارد.
new technologies are being implemented in modern apiaries.
فناوریهای جدید در کندوهای مدرن در حال اجرا هستند.
the apiaries were damaged by a recent severe thunderstorm.
کندوها در اثر یک طوفان شدید اخیر آسیب دیدهاند.
sustainable practices are essential for maintaining healthy apiaries.
روشهای پایدار برای حفظ سلامت کندوها ضروری هستند.
the apiaries contribute significantly to the local economy.
کندوها سهم قابل توجهی در اقتصاد محلی دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید