apologises

[ایالات متحده]/əˈpɒlədʒaɪz/
[بریتانیا]/əˈpɑːlədʒaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. برای یک تخلف یا اشتباه ابراز پشیمانی کردن؛ تقصیر خود را پذیرفتن و درخواست بخشش کردن

جملات نمونه

Roma finished the match with ten men after Luigi Sartor was sent off and Delneri apologised for the abject performance from his players.

رم با ده بازیکن مسابقه را به پایان رساند، پس از اینکه لوئیجی سارتور اخراج شد و دلنری برای عملکرد ضعیف بازیکنانش عذرخواهی کرد.

to apologise for being late

برای تاخیر عذرخواهی کردن

she had to apologise for her mistake

او مجبور بود برای اشتباهش عذرخواهی کند

to apologise in person

شخصاً عذرخواهی کردن

he refused to apologise for his behavior

او از عذرخواهی برای رفتارش امتناع کرد

to apologise for any inconvenience caused

برای هرگونه ناراحتی ایجاد شده عذرخواهی کردن

she felt the need to apologise for her outburst

او احساس نیاز به عذرخواهی برای خشمگینیش را داشت

to publicly apologise for the mistake

به طور علنی برای اشتباه عذرخواهی کردن

he finally mustered the courage to apologise to her

او بالاخره شجاعت عذرخواهی از او را پیدا کرد

نمونه‌های واقعی

" It doesn't matter, don't apologise." Sirius mumbled at once.

مهم نیست، معذرت خواهی نکن. آقای سیروس در همان زمان زمزمه کرد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The professor has now apologised for hurting anyone's feelings.

استاد اکنون به خاطر ناراحت کردن احساسات هر کسی عذرخواهی کرده است.

منبع: BBC Listening Compilation March 2015

When Helen apologises, Tim says 'Thanks, Helen' and then he apologises too!

وقتی هلن عذرخواهی می‌کند، تیم می‌گوید 'متشکرم، هلن' و سپس او هم عذرخواهی می‌کند!

منبع: How to have a conversation in English

And if there is a problem, apologise.

و اگر مشکلی وجود داشت، عذرخواهی کنید.

منبع: 6 Minute English

So there you go! Find out. Apologise.

ببینید، اینجاست! تحقیق کنید. عذرخواهی کنید.

منبع: 6 Minute English

Again, it apologised, it paid back fees.

باز هم، عذرخواهی کرد، هزینه ها را پرداخت کرد.

منبع: Financial Times

The bank's chief executive has even apologised to Malaysians for Mr Leissner's role in the mess.

مدیر عامل بانک حتی به مردم مالزی برای نقش آقای لسنر در این زباله‌ها عذرخواهی کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Then, I wrote Tim a letter to apologise.

سپس، من نامه‌ای به تیم نوشتم تا عذرخواهی کنم.

منبع: Global Slow English

He said he was finally going to apologise!

او گفت که بالاخره قصد دارد عذرخواهی کند!

منبع: BBC Authentic English

And it apologised, to pay back the fees.

و عذرخواهی کرد تا هزینه ها را پرداخت کند.

منبع: Financial Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید