apophyses

[ایالات متحده]/əˈpɒfɪsɪs/
[بریتانیا]/ˌæpˈoʊfɪsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک برآمدگی یا برآمدگی استخوانی، به ویژه از یک استخوان اسکلت؛ قسمت ضخیم در انتهای ساقه میوه که به غلاف دانه متصل می‌شود، مانند برخی از گیاهان.

عبارات و ترکیب‌ها

apophysis fracture

شکستگی آپوفیز

study of apophyses

مطالعه آپوفیزها

apophysis morphology

مورفولوژی آپوفیز

ossification of apophyses

تغلیظ آپوفیزها

development of apophyses

توسعه آپوفیزها

apophysis size variation

تغییرات اندازه آپوفیز

جملات نمونه

the apophysis of the bone is crucial for growth.

اپوفیز استخوان برای رشد بسیار مهم است.

in botany, the apophysis refers to the outer layer of a spore.

در گیاه‌شناسی، اپوفیز به لایه بیرونی یک هاگ اشاره دارد.

the apophysis can be seen in various types of fungi.

اپوفیز را می‌توان در انواع مختلف قارچ‌ها مشاهده کرد.

understanding the apophysis helps in studying plant anatomy.

درک اپوفیز به مطالعه آناتومی گیاهان کمک می‌کند.

the apophysis is important for the attachment of muscles.

اپوفیز برای اتصال عضلات مهم است.

researchers studied the apophysis to understand evolutionary changes.

محققان اپوفیز را برای درک تغییرات تکاملی مطالعه کردند.

in paleontology, the apophysis can indicate the age of a specimen.

در علم دیرین‌شناسی، اپوفیز می‌تواند سن یک نمونه را نشان دهد.

the apophysis plays a role in the overall structure of the organism.

اپوفیز در ساختار کلی ارگانیسم نقش دارد.

identifying the apophysis is essential for accurate classification.

شناسایی اپوفیز برای طبقه‌بندی دقیق ضروری است.

the apophysis can vary significantly among different species.

اپوفیز می‌تواند در گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید