apostatized

[ایالات متحده]/əˈpɒstətaɪzd/
[بریتانیا]/ˌæpəˈstɑːtəˌaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای انکار یا رد یک باور، علت یا وابستگی، به ویژه ایمان مذهبی.

عبارات و ترکیب‌ها

apostatized under pressure

تحت فشار ارتداد کرد

apostatized in secret

به طور مخفیانه ارتداد کرد

جملات نمونه

he apostatized from his faith after many years of devotion.

او پس از سال‌ها تعهد، از ایمان خود مرتد شد.

many people apostatized during the religious upheaval.

بسیاری از مردم در زمان آشفتگی‌های مذهبی مرتد شدند.

after the scandal, he apostatized and distanced himself from the church.

پس از رسوایی، او مرتد شد و از کلیسا فاصله گرفت.

they fear that many will apostatize if the teachings change.

آنها می‌ترسند که اگر آموزه‌ها تغییر کند، بسیاری مرتد شوند.

his decision to apostatize shocked his family and friends.

تصمیم او برای مرتد شدن، خانواده و دوستانش را شوکه کرد.

she apostatized publicly, sparking a debate in the community.

او علناً مرتد شد و بحثی را در جامعه ایجاد کرد.

many who apostatized found new purpose in secular beliefs.

بسیاری از کسانی که مرتد شدند، هدف جدیدی را در باورهای سکولار یافتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید