apotheosized

[ایالات متحده]/ˌæpəˈθiəʊˌsaɪz/
[بریتانیا]/ˌæpəˈθiəˌsaɪz/

ترجمه

v به مقام الهی رساندن کسی یا چیزی؛ الهی کردن؛ نمایندگی کردن کسی یا چیزی به عنوان خدا یا الهه

جملات نمونه

many artists tend to apotheosize their muses in their works.

بسیاری از هنرمندان تمایل دارند الهام‌بخش خود را در آثارشان جاودانه کنند.

historically, leaders have often been apotheosized by their followers.

در طول تاریخ، رهبران اغلب توسط پیروان خود مورد پرستش قرار گرفته‌اند.

some cultures apotheosize nature, viewing it as a divine force.

برخی از فرهنگ‌ها طبیعت را به عنوان یک نیروی الهی مورد پرستش قرار می‌دهند.

in literature, characters are sometimes apotheosized to highlight their virtues.

در ادبیات، شخصیت‌ها گاهی برای برجسته کردن فضایلشان مورد پرستش قرار می‌گیرند.

people often apotheosize historical figures without acknowledging their flaws.

افراد اغلب چهره‌های تاریخی را بدون در نظر گرفتن نقص‌هایشان مورد پرستش قرار می‌دهند.

it is common for societies to apotheosize their heroes during times of crisis.

در زمان بحران، برای جوامع رایج است که قهرمانان خود را مورد پرستش قرار دهند.

critics argue that we should not apotheosize celebrities without knowing their true selves.

منتقدان استدلال می‌کنند که نباید افراد مشهور را بدون شناختن ذات واقعی خود مورد پرستش قرار داد.

some religions apotheosize their founders as divine beings.

برخی از ادیان بنیان‌گذاران خود را به عنوان موجودات الهی مورد پرستش قرار می‌دهند.

philosophers have been known to apotheosize reason as the ultimate guide.

فیلسوفان اغلب استدلال می‌کنند که عقل، راهنمای نهایی است.

in art, it's not unusual to apotheosize the beauty of the human form.

در هنر، غیرمعمول نیست که زیبایی اندام انسان را مورد پرستش قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید