appal / appall vt.
appal / appall vt.
I was appal(l)ed at the news.
من از این خبر شوکه شدم.
the amount they spend on clothes would appal their parents and stupefy their grandparents.
میزان هزینه آنها برای لباس باعث شوکه شدن والدین و مبهوت شدن پدربزرگ و مادربزرگشان می شود.
This “Hamlet” will appal some for being so resolutely unclassical.
این «هملت» ممکن است برخی را به دلیل غیرمتعارف بودن شدید، شوکه کند.
Between 1941-1945, 42 Eastbound convoys, loaded to their plimsol lines with all types of war supplies, fought both the enemy and the appaling weather to deliver their valuable cargoes.
بین سال های 1941-1945، 42 کاروان شرقی که تا خطوط پلیمزل خود با انواع لوازم جنگی بارگیری شده بودند، هم با دشمن و هم با آب و هوای وحشتناک مبارزه کردند تا محموله های ارزشمند خود را تحویل دهند.
The news of the accident appalled everyone.
خبر حادثه همه را شوکه کرد.
The violence in the movie appalled the audience.
خشونت در فیلم مخاطبان را شوکه کرد.
Her behavior at the party appalled her friends.
رفتار او در مهمانی دوستانش را شوکه کرد.
The lack of basic amenities in the village appalled the visitors.
نبود امکانات اولیه در روستا بازدیدکنندگان را شوکه کرد.
The cruelty towards animals appalled animal lovers.
ظلم و ستم نسبت به حیوانات دوستداران حیوانات را شوکه کرد.
The corruption scandal appalled the entire nation.
رسوای فساد کل کشور را شوکه کرد.
The poor living conditions in the slums appalled the charity workers.
شرایط زندگی نامناسب در حاشیه نشینی کارگران خیریه را شوکه کرد.
The lack of action on climate change appalls environmental activists.
نبود اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی فعالان محیط زیست را شوکه می کند.
The racist remarks made by the politician appalled the public.
اظهارات نژادپرستانه ای که توسط سیاستمدار انجام شد، مردم را شوکه کرد.
The level of pollution in the river appals conservationists.
سطح آلودگی در رودخانه حامیان محیط زیست را شوکه می کند.
appal / appall vt.
appal / appall vt.
I was appal(l)ed at the news.
من از این خبر شوکه شدم.
the amount they spend on clothes would appal their parents and stupefy their grandparents.
میزان هزینه آنها برای لباس باعث شوکه شدن والدین و مبهوت شدن پدربزرگ و مادربزرگشان می شود.
This “Hamlet” will appal some for being so resolutely unclassical.
این «هملت» ممکن است برخی را به دلیل غیرمتعارف بودن شدید، شوکه کند.
Between 1941-1945, 42 Eastbound convoys, loaded to their plimsol lines with all types of war supplies, fought both the enemy and the appaling weather to deliver their valuable cargoes.
بین سال های 1941-1945، 42 کاروان شرقی که تا خطوط پلیمزل خود با انواع لوازم جنگی بارگیری شده بودند، هم با دشمن و هم با آب و هوای وحشتناک مبارزه کردند تا محموله های ارزشمند خود را تحویل دهند.
The news of the accident appalled everyone.
خبر حادثه همه را شوکه کرد.
The violence in the movie appalled the audience.
خشونت در فیلم مخاطبان را شوکه کرد.
Her behavior at the party appalled her friends.
رفتار او در مهمانی دوستانش را شوکه کرد.
The lack of basic amenities in the village appalled the visitors.
نبود امکانات اولیه در روستا بازدیدکنندگان را شوکه کرد.
The cruelty towards animals appalled animal lovers.
ظلم و ستم نسبت به حیوانات دوستداران حیوانات را شوکه کرد.
The corruption scandal appalled the entire nation.
رسوای فساد کل کشور را شوکه کرد.
The poor living conditions in the slums appalled the charity workers.
شرایط زندگی نامناسب در حاشیه نشینی کارگران خیریه را شوکه کرد.
The lack of action on climate change appalls environmental activists.
نبود اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی فعالان محیط زیست را شوکه می کند.
The racist remarks made by the politician appalled the public.
اظهارات نژادپرستانه ای که توسط سیاستمدار انجام شد، مردم را شوکه کرد.
The level of pollution in the river appals conservationists.
سطح آلودگی در رودخانه حامیان محیط زیست را شوکه می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید