apperceptions

[ایالات متحده]/əˈpɛrˌsɛpʃənz/
[بریتانیا]/əˈpɛrˌsɛpʃənz/

ترجمه

n. عمل یا فرآیند درک چیزی به عنوان یک کل، نه به عنوان بخش‌های فردی؛ توانایی درک الگوها و روابط.

عبارات و ترکیب‌ها

shared apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی به اشتراک گذاشته شده

altered apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی تغییر یافته

complex apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی پیچیده

group apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی گروهی

individual apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی فردی

developing apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی در حال توسعه

unrealistic apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی غیر واقعی

influencing apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی تأثیرگذار

forming apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی شکل‌دهنده

mutual apperceptions

ظرفیت‌های ذهنی متقابل

جملات نمونه

our apperceptions of reality shape our beliefs.

درک ما از واقعیت شکل‌دهنده باورهای ماست.

apperceptions can influence our decision-making process.

درک‌ها می‌توانند بر فرآیند تصمیم‌گیری ما تأثیر بگذارند.

different cultures lead to varied apperceptions of art.

فرهنگ‌های مختلف منجر به درک‌های متفاوت از هنر می‌شوند.

his apperceptions of success differ from mine.

درک او از موفقیت با من متفاوت است.

apperceptions play a crucial role in learning.

درک‌ها نقش مهمی در یادگیری ایفا می‌کنند.

understanding apperceptions can enhance communication.

درک درک‌ها می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

our apperceptions often reflect our past experiences.

درک ما اغلب بازتابی از تجربیات گذشته ما است.

apperceptions affect how we interpret information.

درک‌ها نحوه تفسیر ما از اطلاعات را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

she shared her apperceptions about the new policy.

او درک خود را در مورد سیاست جدید به اشتراک گذاشت.

apperceptions can create biases in our judgment.

درک‌ها می‌توانند باعث ایجاد تعصب در قضاوت ما شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید