applier

[ایالات متحده]/əˈplaɪər/
[بریتانیا]/əˈplaɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را اعمال می‌کند، مانند یک ماده یا نیرو.
Word Forms
جمعappliers

عبارات و ترکیب‌ها

applier pool

استخر متقاضیان

qualified applier

متقاضی واجد شرایط

applier feedback

بازخورد متقاضی

multiple appliers

چند متقاضی

applier status

وضعیت متقاضی

applier portal

پورتال متقاضی

shortlist appliers

انتخاب متقاضیان برتر

applier tracking system

سیستم ردیابی متقاضی

potential appliers

متقاضیان بالقوه

anonymous applier

متقاضی ناشناس

جملات نمونه

the applier must submit their application by the deadline.

متقاضی باید درخواست خود را تا مهلت مقرر ارسال کند.

she is the main applier for the scholarship.

او متقاضی اصلی برای بورسیه تحصیلی است.

the applier's qualifications will be reviewed carefully.

صلاحیت‌های متقاضی به دقت بررسی خواهد شد.

as an applier, you should prepare all necessary documents.

به عنوان متقاضی، شما باید تمام مدارک لازم را آماده کنید.

the applier received a confirmation email after submission.

متقاضی پس از ارسال، ایمیل تأییدیه دریافت کرد.

every applier is required to pay a processing fee.

هر متقاضی باید هزینه پردازش را پرداخت کند.

the applier will be notified of the decision next month.

تصمیم ماه آینده به متقاضی اطلاع داده خواهد شد.

only one applier can be selected for the position.

فقط یک متقاضی می‌تواند برای این موقعیت انتخاب شود.

the applier must demonstrate relevant experience.

متقاضی باید تجربه مرتبط را نشان دهد.

it is important for the applier to follow the guidelines.

برای متقاضی پیروی از دستورالعمل‌ها مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید