apprising

[ایالات متحده]/əˈpraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpraɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی در مورد چیزی اطلاع دادن; به کسی اطلاع یا هشدار دادن

جملات نمونه

he is apprising the team of the latest developments.

او تیم را از آخرین تحولات مطلع می‌کند.

the manager is apprising the staff about the new policy.

مدیر کارکنان را از سیاست جدید مطلع می‌کند.

she spent the afternoon apprising her clients of the changes.

او بعد از ظهر مشتریان خود را از تغییرات مطلع کرد.

the report is meant for apprising the board members.

این گزارش برای اطلاع‌رسانی به اعضای هیئت مدیره است.

we are apprising the public about the upcoming event.

ما عموم مردم را از رویداد آینده مطلع می‌کنیم.

he was busy apprising his supervisor of the project's status.

او مشغول اطلاع‌رسانی وضعیت پروژه به سرپرست خود بود.

the email was sent for apprising everyone on the changes.

ایمیل برای اطلاع‌رسانی به همه در مورد تغییرات ارسال شد.

they are apprising the community of the new safety measures.

آنها جامعه را از اقدامات ایمنی جدید مطلع می‌کنند.

she is responsible for apprising the stakeholders regularly.

او مسئولیت دارد که ذینفعان را به طور منظم مطلع کند.

the presentation was focused on apprising investors of the progress.

ارائه بر اطلاع‌رسانی سرمایه‌گذاران از پیشرفت متمرکز بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید