approximates

[ایالات متحده]/əˈprɒksɪmeɪts/
[بریتانیا]/əˈprɑːksɪmeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چیزی نزدیک بودن یا تقریباً مشابه چیزی دیگر بودن؛ تخمین زدن یک مقدار، اغلب به طور تقریبی

عبارات و ترکیب‌ها

approximates to

نزدیک به

approximately approximates

تقریباً نزدیک می‌شود

the figure approximates

این عدد نزدیک است

جملات نمونه

the result approximates the expected outcome.

نتیجه حد و حدودی با نتیجه مورد انتظار است.

this measurement approximates the actual size.

این اندازه گیری حد و حدودی با اندازه واقعی است.

her explanation approximates the truth.

توضیحات او حد و حدودی با حقیقت است.

the cost approximates our budget.

هزینه حد و حدودی با بودجه ما است.

the artist's style approximates that of the famous painter.

سبک هنرمند حد و حدودی با سبک نقاش مشهور است.

his performance approximates that of a professional athlete.

عملکرد او حد و حدودی با عملکرد یک ورزشکار حرفه ای است.

the temperature approximates the freezing point.

دمای هوا حد و حدودی با نقطه انجماد است.

her opinion approximates the majority view.

نظر او حد و حدودی با دیدگاه اکثریت است.

the model approximates the real-world scenario.

مدل حد و حدودی با سناریوی دنیای واقعی است.

the data approximates the trend observed last year.

داده ها حد و حدودی با روند مشاهده شده در سال گذشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید