exacts

[ایالات متحده]/ɪɡˈzækts/
[بریتانیا]/ɪɡˈzækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور قهری چیزی را خواستن یا نیاز داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

exacts a toll

التاثیر می گذارد

exacts revenge

انتقام می گیرد

exacts payment

پرداخت می گیرد

exacts a price

قیمتی می گیرد

exacts control

کنترل می گیرد

exacts a promise

وعده می گیرد

exacts obedience

اطاعت می گیرد

exacts a commitment

تعهد می گیرد

exacts a duty

وظیفه می گیرد

exacts an effort

تلاش می گیرد

جملات نمونه

the teacher exacts high standards from her students.

معلم استانداردهای بالایی از دانش‌آموزان خود می‌طلبد.

he exacts revenge for the wrongs done to him.

او انتقام بی‌عدالتی‌هایی که با او شده را می‌گیرد.

the project exacts a lot of time and effort.

این پروژه زمان و تلاش زیادی می‌طلبد.

she exacts a promise of loyalty from her friends.

او تعهد وفاداری را از دوستانش می‌طلبد.

the law exacts penalties for violations.

قانون جریمه‌هایی را برای نقض قوانین تعیین می‌کند.

he exacts the truth from those who lie.

او حقیقت را از دروغگوها می‌گیرد.

the coach exacts discipline from the team.

مربی نظم را از تیم می‌طلبد.

she exacts a toll on her health with her busy schedule.

برنامه‌ی شلوغی‌اش بر سلامتی‌اش تاثیر منفی می‌گذارد.

the manager exacts detailed reports from his staff.

مدیر گزارش‌های دقیق را از کارکنان خود می‌طلبد.

he exacts a heavy price for his services.

او برای خدماتش قیمت بالایی می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید