aptly

[ایالات متحده]/'æptli/
[بریتانیا]/ˈæptlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مناسب; به طور شایسته

عبارات و ترکیب‌ها

aptly named

به درستی نام‌گذاری شده

aptly described

به درستی توصیف شده

جملات نمونه

the novel was aptly subtitled.

رمان به درستی با زیرنویس همراه بود.

This word is aptly used here.

این واژه به درستی در اینجا استفاده شده است.

The flowers with showy colour is put aptly on tea table, moonish season, orchid;

گل‌های با رنگ چشمگیر به درستی روی میز چای، فصل مهتابی، ارکیده قرار داده شده‌اند.

Plutonium was first discovered in a Berkeley lab (as were the aptly-named berkelium and californium).

پلوتونیوم برای اولین بار در آزمایشگاهی در برکلی کشف شد (همانطور که برکلیوم و کالیفرنیوم با نام‌های مناسب خود کشف شدند).

The teacher was aptly nicknamed Chaplin by his students because of his moustachio.

معلم به دلیل سبیلش به درستی با نام مستعار چپلین توسط شاگردانش نامیده می‌شد.

Eddie Penham, so aptly surnamed, had produced a hand-painted sign for us.

ادی پنهم، که به درستی با این نام خانوادگی نامیده می‌شد، یک تابلو دست‌ساز برای ما تهیه کرده بود.

نمونه‌های واقعی

Florida is aptly named the Sunshine State.

فلوریدا به درستی ایالت خورشید نامیده می شود.

منبع: Wild New World: Ice Age Oasis

If we can demonstrate those skills aptly, then we are awarded a skills badge.

اگر بتوانیم آن مهارت ها را به خوبی نشان دهیم، مدال مهارت دریافت خواهیم کرد.

منبع: Gourmet Base

It's a bird that is aptly named.

این یک پرنده است که به درستی نامگذاری شده است.

منبع: Human Planet

This quotation reflects aptly the state of mind of a fighter.

این نقل قول به خوبی نشان دهنده ذهن یک جنگجو است.

منبع: Selected Modern Chinese Essays 1

Thus, this video is aptly titled " for beginners" rather than for EVERYONE.

بنابراین، این ویدیو به درستی با عنوان "برای مبتدیان" و نه برای همه نامگذاری شده است.

منبع: Fitness Knowledge Popularization

Although some tanager species do emphasize oration over attire, like the aptly named drab hemispingus.

اگرچه برخی از گونه های تانجر بر سخنرانی نسبت به لباس تاکید می کنند، مانند همیسپینگرس خسته کننده که به درستی نامگذاری شده است.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2014

The name actually means pigmy tyrant. And it's pretty aptly named because this was a one mean dinosaur.

اسم در واقع به معنای ظالم کوتوله است. و این اسمگذاری کاملاً مناسب است زیرا این یک دایناسور بسیار خشن بود.

منبع: Jurassic Fight Club

The aptly named Big Red Boot make you look like you walked right out of a Super Mario game.

بوت قرمز بزرگ با نام مناسب، شما را شبیه به کسی می کند که درست از یک بازی Super Mario بیرون آمده است.

منبع: CNN 10 Student English February 2023 Compilation

They form a whirlpool aptly called the ocean's navel, whose attracting power extends a distance of fifteen kilometers.

آنها گردابی به نام ناف اقیانوس ایجاد می کنند که قدرت جاذبه آن به مسافت پانزده کیلومتر می رسد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

The manner of each aptly fitted with his part in the discourse.

نحوه هر کس به درستی با قسمت خود در بحث همخوانی دارد.

منبع: New Arabian Nights (Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید