arabians

[ایالات متحده]/əˈreɪbi:ən/
[بریتانیا]/əˈrebiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به عربستان; از یا مربوط به مردم عرب
n. فردی از عربستان

عبارات و ترکیب‌ها

Arabian desert

صحرا عربی

Arabian Peninsula

نیمه جزیره عربستان

Arabian culture

فرهنگ عربی

arabian nights

شب‌های عربی

saudi arabian

عربستان سعودی

arabian sea

دریای عرب

arabian gulf

خلیج عربی

arabian nights

شب‌های عربی

arabian horse

اسب عرب

arabian gulf

خلیج عربی

arabian peninsula

نیمه جزیره عربستان

arabian coffee

قهوه عربی

arabian culture

فرهنگ عربی

arabian architecture

معماری عربی

arabian numerals

اعداد عربی

arabian jasmine

یاس عربی

جملات نمونه

Arabian horses are known for their beauty and endurance.

اسب‌های عرب به خاطر زیبایی و استقامتشان مشهور هستند.

She wore an elegant Arabian-style dress to the party.

او یک لباس شیک به سبک عربی به مهمانی پوشید.

The Arabian Peninsula is located in Western Asia.

نیم‌جزیره عربستان در غرب آسیا واقع شده است.

Arabian cuisine often features dishes with aromatic spices.

غذاهای عربی اغلب شامل غذاهایی با ادویه‌های معطر است.

The Arabian Nights is a collection of Middle Eastern folk tales.

شب‌های عربی مجموعه‌ای از داستان‌های عامیانه خاورمیانه است.

Arabian music is known for its intricate melodies and rhythms.

موسیقی عربی به خاطر ملودی‌ها و ریتم‌های پیچیده‌اش مشهور است.

She bought a beautiful Arabian carpet for her living room.

او یک فرش عربی زیبا برای اتاق نشیمن خود خرید.

Arabian culture values hospitality and generosity.

فرهنگ عربی به مهمان‌نوازی و سخاوت ارزش می‌دهد.

The Arabian Sea is a region of the northern Indian Ocean.

دریاچه عرب یک منطقه از اقیانوس هند شمالی است.

Arabian architecture is known for its intricate geometric designs.

معماری عربی به خاطر طرح‌های هندسی پیچیده‌اش مشهور است.

arabian horses are known for their endurance.

اسب‌های عرب به خاطر استقامتشان مشهور هستند.

she loves studying arabian culture and history.

او عاشق مطالعه فرهنگ و تاریخ عربی است.

the arabian peninsula is rich in natural resources.

نیم‌جزیره عربستان دارای منابع طبیعی فراوان است.

he enjoys listening to arabian music.

او از گوش دادن به موسیقی عربی لذت می‌برد.

they traveled to the arabian desert for an adventure.

آنها برای یک ماجراجویی به صحرای عربستان سفر کردند.

arabian cuisine features a variety of spices.

غذاهای عربی دارای انواع ادویه‌ها هستند.

the arabian nights is a famous collection of tales.

شب‌های عربی مجموعه‌ای معروف از داستان‌ها است.

she wore an arabian-inspired dress to the party.

او یک لباس الهام گرفته از عربی به مهمانی پوشید.

arabian falcons are prized for their hunting skills.

شاهین‌های عربی به خاطر مهارت‌های شکارشان ارزشمند هستند.

he is learning the arabic language, which is spoken in arabian countries.

او در حال یادگیری زبان عربی است که در کشورهای عربی صحبت می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید