archaizing language
زبان باستانیگرایانه
archaizing expression
عبارت باستانیگرایانه
an archaizing tone
لحنی باستانیگرایانه
archaizing diction
نگارش باستانیگرایانه
an archaizing tendency
تمایل باستانیگرایانه
archaizing literary style
سبک ادبی باستانیگرایانه
his archaizing style in writing appeals to many traditionalists.
سبک باستانیگرایانه او در نوشتن برای بسیاری از سنتیگراها جذاب است.
the artist is known for archaizing techniques in her paintings.
هنرمند به خاطر استفاده از تکنیکهای باستانیگرایانه در نقاشیهایش شناخته شده است.
archaizing language can sometimes confuse modern readers.
زبان باستانیگرایانه گاهی اوقات میتواند خوانندگان مدرن را گیج کند.
he enjoys archaizing elements in contemporary music.
او از عناصر باستانیگرایانه در موسیقی معاصر لذت میبرد.
many poets today are archaizing to evoke a sense of nostalgia.
بسیاری از شاعران امروزی برای ایجاد حس نوستالژی از سبکهای باستانی استفاده میکنند.
her archaizing approach to fashion is gaining popularity.
رویکرد باستانیگرایانه او به مد در حال افزایش محبوبیت است.
archaizing can add depth to a character in a novel.
باستانیگرایی میتواند به شخصیت یک رمان عمق ببخشد.
some filmmakers are archaizing to create a historical atmosphere.
برخی از فیلمسازان برای ایجاد فضایی تاریخی از سبکهای باستانی استفاده میکنند.
archaizing in architecture often leads to beautiful designs.
استفاده از سبکهای باستانی در معماری اغلب منجر به طراحیهای زیبا میشود.
the archaizing trend in literature reflects a longing for the past.
روندهای باستانیگرایانه در ادبیات نشاندهنده دلتنگی برای گذشته است.
archaizing language
زبان باستانیگرایانه
archaizing expression
عبارت باستانیگرایانه
an archaizing tone
لحنی باستانیگرایانه
archaizing diction
نگارش باستانیگرایانه
an archaizing tendency
تمایل باستانیگرایانه
archaizing literary style
سبک ادبی باستانیگرایانه
his archaizing style in writing appeals to many traditionalists.
سبک باستانیگرایانه او در نوشتن برای بسیاری از سنتیگراها جذاب است.
the artist is known for archaizing techniques in her paintings.
هنرمند به خاطر استفاده از تکنیکهای باستانیگرایانه در نقاشیهایش شناخته شده است.
archaizing language can sometimes confuse modern readers.
زبان باستانیگرایانه گاهی اوقات میتواند خوانندگان مدرن را گیج کند.
he enjoys archaizing elements in contemporary music.
او از عناصر باستانیگرایانه در موسیقی معاصر لذت میبرد.
many poets today are archaizing to evoke a sense of nostalgia.
بسیاری از شاعران امروزی برای ایجاد حس نوستالژی از سبکهای باستانی استفاده میکنند.
her archaizing approach to fashion is gaining popularity.
رویکرد باستانیگرایانه او به مد در حال افزایش محبوبیت است.
archaizing can add depth to a character in a novel.
باستانیگرایی میتواند به شخصیت یک رمان عمق ببخشد.
some filmmakers are archaizing to create a historical atmosphere.
برخی از فیلمسازان برای ایجاد فضایی تاریخی از سبکهای باستانی استفاده میکنند.
archaizing in architecture often leads to beautiful designs.
استفاده از سبکهای باستانی در معماری اغلب منجر به طراحیهای زیبا میشود.
the archaizing trend in literature reflects a longing for the past.
روندهای باستانیگرایانه در ادبیات نشاندهنده دلتنگی برای گذشته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید