archetype

[ایالات متحده]/ˈɑːkitaɪp/
[بریتانیا]/ˈɑːrkitaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نمونه معمولی، مدل نماینده.

جملات نمونه

an archetype of the successful entrepreneur.

یک نمونه‌نمونه از یک کارآفرین موفق

the book is a perfect archetype of the genre.

کتاب یک نمونه‌نمونه کامل از ژانر است.

Marx gave us the archetype of the capitalist.

مارکس یک نمونه‌نمونه از سرمایه‌دار به ما داد.

mythological archetypes of good and evil.

نمونه‌های اساطیری خیر و شر.

Old Mr. Duff is the archetype of the elderly British gentleman.

آقای دوف پیر، نمونه‌نمونه یک جنتلمن مسن انگلیسی است.

This paper focuses on the relationship between an kind of archetype named shadow and social institutions, through Jung's archetypal theory and Erich Fromm's human destructivity theory.

این مقاله بر رابطه بین نوعی نمونه به نام سایه و نهادهای اجتماعی، از طریق نظریه نمونه یونگ و نظریه تخریب انسانی اریک فروم تمرکز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید