arctics

[ایالات متحده]/'ɑːktɪk/
[بریتانیا]/'ɑrktɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به قطب شمال; بسیار سرد
n. منطقه‌ای که اطراف قطب شمال است; چکمه‌های عایق ضدآب.

عبارات و ترکیب‌ها

Arctic Circle

دایره قطب شمال

Arctic Ocean

اقیانوس قطب شمال

Arctic climate

آب و هوای قطب شمال

Arctic wildlife

جانوران قطب شمال

arctic sea

دریای قطب شمال

arctic fox

روباه قطبی

arctic region

منطقه قطب شمال

arctic tundra

توندرا قطبی

جملات نمونه

endure an Arctic winter.

تحمل زمستان قطبی

These were my Arctic adventures.

اینها ماجراهای قطبی من بودند.

arctic char is a prince among fishes.

ماهی قزل‌آلا قطبی، شاهزاده ماهی‌ها است.

lay in supplies for an Arctic winter.

برای زمستان قطبی آذوقه جمع کرد.

the detritus of a forgotten shipwreck in an Arctic sea.

ضایعات یک کشتی غرق شده فراموش شده در دریای قطب شمال.

prepared the ship for an arctic expedition.

کشتی را برای یک سفر اکتشافی قطبی آماده کرد.

The Arctic remains the domain of the polar bear.

قطب شمال هنوز قلمرو خرس قطبی است.

He will go up to the Arctic Region.

او به منطقه قطب شمال خواهد رفت.

His father is an Arctic explorer.

پدرش یک کاوشگر قطبی است.

Have you been to the Arctic?

آیا تا به حال به قطب شمال رفته اید؟

Arctic exploration; exploration of new theories.

اکتشافات قطبی؛ بررسی نظریه‌های جدید.

The permanent Arctic halocline, one of the particular structures in the upper Arctic ocean, is very important to the maintenance of the sea ice and cold surface layer in the Arctic ocean.

ارتعاش هالوکلین قطبی دائمی، یکی از ساختارهای خاص در اقیانوس قطب شمال، برای حفظ یخ دریا و لایه سطحی سرد در اقیانوس قطب شمال بسیار مهم است.

The arctic tundra is at the top of the world around the North Pole.

توندرا قطبی در بالای جهان در اطراف قطب شمال قرار دارد.

almost overnight the Arctic was denuded of animals.

تقریباً یک شبه، قطب شمال از حیوانات تهی شد.

The Arctic Ocean is considered to be a northern part of the Atlantic Ocean.

اقیانوس قطب شمال به عنوان بخشی شمالی از اقیانوس اطلس در نظر گرفته می شود.

The explorers spent months in the Arctic wastes.

کاوشگران ماه ها را در مناطق بایر قطب شمال گذراندند.

The sort of animal lived in the Arctic Circle.

این نوع حیوان در دایره قطب شمال زندگی می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید