arduousnesses

[ایالات متحده]/ˈɑːr.djuə.snɛsɪz/
[بریتانیا]/arˈdjuə.snəsiz/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت دشوار بودن؛ مشکلات یا سختی‌ها.

جملات نمونه

overcoming the arduousnesses of the journey made us stronger.

غلبه بر سختی‌های سفر ما را قوی‌تر کرد.

we should prepare for the arduousnesses of the task ahead.

ما باید برای سختی‌های وظیفه پیش رو آماده شویم.

the arduousnesses faced by the team were unexpected.

سختی‌هایی که تیم با آن‌ها روبرو شد غیرمنتظره بود.

his stories often highlight the arduousnesses of life.

داستان‌های او اغلب بر سختی‌های زندگی تأکید می‌کنند.

they shared their experiences of the arduousnesses of training.

آن‌ها تجربیات خود از سختی‌های آموزش را به اشتراک گذاشتند.

we learned to appreciate the arduousnesses of our ancestors' lives.

ما یاد گرفتیم سختی‌های زندگی نیاکانمان را ارج نهیم.

facing the arduousnesses of the project, we remained united.

در مواجهه با سختی‌های پروژه، ما متحد ماندیم.

the arduousnesses of the climb took a toll on our energy.

سختی‌های صعود بر انرژی ما تأثیر گذاشت.

she often reflects on the arduousnesses she overcame in her career.

او اغلب به سختی‌هایی که در حرفه خود غلبه کرده است فکر می‌کند.

understanding the arduousnesses of education can inspire students.

درک سختی‌های تحصیل می‌تواند دانش‌آموزان را الهام بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید