areolas

[ایالات متحده]/[ˈeərɪəʊlə]/
[بریتانیا]/[ˈerɪəʊlə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ناحیه رنگدانه‌دار پوست اطراف نوک پستان یک زن؛ جمع از areola

عبارات و ترکیب‌ها

areola size

اندازه نوک سینه

areolas darken

تیره‌ شدن نوک سینه

areola development

توسعه نوک سینه

areolas grow

رشد نوک سینه

areola color

رنگ نوک سینه

areola texture

بافت نوک سینه

areola shape

شکل نوک سینه

areolas change

تغییرات نوک سینه

areola appearance

ظاهر نوک سینه

areola sensitivity

حساسیت نوک سینه

جملات نمونه

the model showcased subtle areolas beneath her sheer top.

مدل، هاله های ظریف زیر لباس نازک خود به نمایش گذاشت.

he noticed the dark areolas against her pale skin.

او متوجه هاله های تیره در برابر پوست رنگ پریده او شد.

areolas can vary significantly in size and color.

هاله ها می توانند به طور قابل توجهی در اندازه و رنگ متفاوت باشند.

the artist meticulously painted the woman's areolas.

هنرمند با دقت هاله های زن را نقاشی کرد.

hormonal changes can affect the appearance of areolas.

تغییرات هورمونی می تواند بر ظاهر هاله ها تأثیر بگذارد.

she gently massaged her areolas with scented lotion.

او به آرامی هاله های خود را با لوسیون معطر ماساژ داد.

the lingerie highlighted her perfectly shaped areolas.

لباس زیر، هاله های به شکل عالی او را برجسته کرد.

areolas are often darker in women who have been breastfeeding.

هاله ها اغلب در زنانی که شیردهی کرده اند، تیره‌تر هستند.

the photographer focused on the delicate curve of her areolas.

عکاس بر روی منحنی ظریف هاله های او تمرکز کرد.

some women choose to have their areolas darkened through cosmetic procedures.

برخی از زنان انتخاب می کنند که هاله های خود را از طریق روش های زیبایی تیره کنند.

the fabric clung to her body, revealing the outline of her areolas.

پارچه به بدن او چسبیده بود و خطوط هاله های او را نشان می داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید