fleets of argosies
ناوگانهای کاروانها
laden argosies
کاروانهای باربر
ancient argosies
کاروانهای باستانی
ghostly argosies
کاروانهای شبحوار
voyages of argosies
سفرهای کاروانها
tales of argosies
داستانهای کاروانها
in the harbor, the argosies of trade ships were lined up.
در بندرگاه، ناوگان تجاری کشتیها در صف قرار داشتند.
the argosies of wealth brought prosperity to the city.
ناوگان ثروت باعث رونق شهر شد.
legends spoke of argosies filled with precious gems.
افسانه ها از ناوگان هایی پر از جواهرات گرانبها صحبت می کردند.
he dreamed of sailing on argosies across the ocean.
او رویایی داشت که بر روی ناوگان ها از اقیانوس عبور کند.
the argosies of knowledge are essential for progress.
ناوگان دانش برای پیشرفت ضروری است.
she spoke of argosies that carried stories from distant lands.
او از ناوگان هایی که داستان هایی از سرزمین های دوردست به همراه داشتند صحبت کرد.
historians study the argosies of the past to understand cultures.
تاریخ نگاران برای درک فرهنگ ها، ناوگان های گذشته را مطالعه می کنند.
argosies of ideas flowed freely during the conference.
ناوگان ایده ها در طول کنفرانس آزادانه جریان داشت.
the argosies of the fleet were a sight to behold.
ناوگان ناوگان منظره ای بود که دیدن آن ارزش داشت.
they planned to send argosies laden with goods to new markets.
آنها قصد داشتند ناوگان هایی پر از کالا به بازارهای جدید ارسال کنند.
fleets of argosies
ناوگانهای کاروانها
laden argosies
کاروانهای باربر
ancient argosies
کاروانهای باستانی
ghostly argosies
کاروانهای شبحوار
voyages of argosies
سفرهای کاروانها
tales of argosies
داستانهای کاروانها
in the harbor, the argosies of trade ships were lined up.
در بندرگاه، ناوگان تجاری کشتیها در صف قرار داشتند.
the argosies of wealth brought prosperity to the city.
ناوگان ثروت باعث رونق شهر شد.
legends spoke of argosies filled with precious gems.
افسانه ها از ناوگان هایی پر از جواهرات گرانبها صحبت می کردند.
he dreamed of sailing on argosies across the ocean.
او رویایی داشت که بر روی ناوگان ها از اقیانوس عبور کند.
the argosies of knowledge are essential for progress.
ناوگان دانش برای پیشرفت ضروری است.
she spoke of argosies that carried stories from distant lands.
او از ناوگان هایی که داستان هایی از سرزمین های دوردست به همراه داشتند صحبت کرد.
historians study the argosies of the past to understand cultures.
تاریخ نگاران برای درک فرهنگ ها، ناوگان های گذشته را مطالعه می کنند.
argosies of ideas flowed freely during the conference.
ناوگان ایده ها در طول کنفرانس آزادانه جریان داشت.
the argosies of the fleet were a sight to behold.
ناوگان ناوگان منظره ای بود که دیدن آن ارزش داشت.
they planned to send argosies laden with goods to new markets.
آنها قصد داشتند ناوگان هایی پر از کالا به بازارهای جدید ارسال کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید