argumentatively persuade
ترغيب استدلالآمیز
argue argumentatively
استدلال کردن به صورت بحثبرانگیز
express yourself argumentatively
احساسات خود را به صورت بحثبرانگیز بیان کنید
respond argumentatively
به صورت بحثبرانگیز پاسخ دهید
debate argumentatively
بحث کردن به صورت بحثبرانگیز
she argued argumentatively about the importance of education.
او به طور بحثبرانگیز در مورد اهمیت آموزش استدلال کرد.
he presented his ideas argumentatively during the meeting.
او ایدههای خود را به طور بحثبرانگیز در طول جلسه ارائه کرد.
they discussed the issue argumentatively, trying to convince each other.
آنها به طور بحثبرانگیز موضوع را مورد بحث قرار دادند و سعی کردند یکدیگر را متقاعد کنند.
argumentatively, she defended her position on climate change.
به طور بحثبرانگیز، او از موضع خود در مورد تغییرات آب و هوایی دفاع کرد.
he often speaks argumentatively, which can lead to conflicts.
او اغلب به طور بحثبرانگیز صحبت میکند که میتواند منجر به درگیری شود.
in class, she often engages argumentatively with her peers.
در کلاس، او اغلب به طور بحثبرانگیز با همسالان خود تعامل میکند.
they approached the topic argumentatively, eager to share their views.
آنها به طور بحثبرانگیز به موضوع نزدیک شدند و مشتاق به اشتراک گذاشتن نظرات خود بودند.
his argument was presented argumentatively, making it hard to refute.
استدلال او به طور بحثبرانگیز ارائه شد و باعث شد رد آن دشوار باشد.
the debate was conducted argumentatively, with both sides passionate.
بحث به طور بحثبرانگیز انجام شد و هر دو طرف با شور و اشتیاق.
she tends to think argumentatively, always trying to find flaws in logic.
او معمولاً به طور بحثبرانگیز فکر میکند و همیشه سعی میکند نقصهایی در منطق پیدا کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید