aristo

[ایالات متحده]/ə'rɪstəʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (یک) یک عضو از اشرافیت.
Word Forms
جمعaristos

عبارات و ترکیب‌ها

aristocratic family

خاندان اشرافی

aristocratic lifestyle

سبک زندگی اشرافی

aristocratic manners

ادب و معاشرت اشرافی

aristocratic upbringing

پرورش اشرافی

جملات نمونه

And aristo is also not many.

آریستو نیز خیلی نیست.

Before and after 30 years, Baoding have Tori Aristo at the box office.

قبل و بعد از 30 سال، باودینگ دارای توری آریستو در گیشه است.

نمونه‌های واقعی

BY ARISTOS GEORGIOU Satellite imagery has revealed the destruction caused by a fire that ripped through two Oregon towns on Tuesday.

بر اساس تصاویر ماهواره‌ای، ویرانی‌های ناشی از آتشی که در روز سه‌شنبه از میان دو شهر اورگان گذشت، آشکار شده است.

منبع: Newsweek

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید