aristocracies

[ایالات متحده]/ˌær.ɪstəˈkrəsiːz/
[بریتانیا]/ˌær.ɪ.stəˈkræs.iːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. طبقه‌ای از مردم که عناوین و امتیازات ارثی دارند؛ اشرافیگری؛ سیستمی از حکومت توسط اشراف؛ طبقه بالا؛ نخبگان؛ سیستمی سیاسی که به نفع اشراف است.

عبارات و ترکیب‌ها

the ruling aristocracies

اشراف حاکم

ancient aristocracies

اشراف باستانی

decaying aristocracies

اشراف رو به زوال

european aristocracies

اشراف اروپایی

powerful aristocracies

اشراف قدرتمند

rivaling aristocracies

اشراف رقیب

جملات نمونه

aristocracies often influence political decisions.

اشراف‌زادگان اغلب بر تصمیمات سیاسی تأثیر می‌گذارند.

many aristocracies have a rich cultural heritage.

بسیاری از اشراف‌زادگان دارای میراث فرهنگی غنی هستند.

aristocracies tend to maintain their wealth across generations.

اشراف‌زادگان معمولاً ثروت خود را در طول نسل‌ها حفظ می‌کنند.

in history, aristocracies held significant power.

در طول تاریخ، اشراف‌زادگان قدرت قابل توجهی داشتند.

some modern aristocracies still exist in europe.

برخی از اشراف‌زادگان مدرن هنوز در اروپا وجود دارند.

aristocracies often have exclusive social gatherings.

اشراف‌زادگان اغلب گردهمایی‌های اجتماعی انحصاری دارند.

many aristocracies are associated with land ownership.

بسیاری از اشراف‌زادگان با مالکیت زمین مرتبط هستند.

aristocracies can sometimes resist social change.

اشراف‌زادگان گاهی اوقات می‌توانند تغییرات اجتماعی را مقاومت کنند.

historically, aristocracies were seen as symbols of status.

در طول تاریخ، اشراف‌زادگان به عنوان نمادهای وضعیت دیده می‌شدند.

aristocracies often play a role in cultural patronage.

اشراف‌زادگان اغلب نقش مهمی در حمایت از فرهنگ ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید