Each mourner wore a black armband and a white paper chrysanthemum.
هر عزادار یک بازوبند سیاه و یک نرگس سفيد كاغذي پوشيده بود.
Capitalist-roader's dad punched and kicked in the red armbands sets of the Cross of the struggle vomit blood rib fracture.
پدر جاده سرمایهداری مشت و لگد زد در ستهای بازوبند قرمز صلیب مبارزه، خون ریخت، شکستگی دنده.
She wore a stylish armband to the music festival.
او یک بازوبند شیک به جشنواره موسیقی پوشید.
The armband was embroidered with intricate designs.
بازوبند با طرح های پیچیده گلدوزی شده بود.
He always wears a black armband when he goes running.
او همیشه وقتی میرود دویدن یک بازوبند سیاه میپوشد.
The armband slipped down her arm as she danced.
بازوبند در حالی که میرقصید از بازوی او سر خورد.
The armband symbolized his allegiance to the team.
بازوبند نمایانگر وفاداری او به تیم بود.
She tied the armband tightly around her bicep.
او بازوبند را به طور محکم دور عضله بازوی خود بست.
The armband was made of soft, flexible material.
بازوبند از مواد نرم و انعطاف پذیر ساخته شده بود.
He proudly displayed his armband with the team's logo.
او به افتخار بازوبند خود با لوگوی تیم به نمایش گذاشت.
The armband was a gift from her best friend.
بازوبند هدیهای از بهترین دوستش بود.
She lost her armband during the hike in the mountains.
او بازوبند خود را در حین پیاده روی در کوهها گم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید