armfuls

[ایالات متحده]/ˈɑːmfəlz/
[بریتانیا]/ˈɑːrmfəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار چیزهایی که در یک یا هر دو بازو به طور همزمان نگه داشته می‌شوند؛ یک بار بازو.

عبارات و ترکیب‌ها

armfuls of flowers

دسته های گل

armfuls of laundry

دسته های لباس

armfuls of books

دسته های کتاب

armfuls of toys

دسته های اسباب بازی

armfuls of presents

دسته های هدیه

armfuls of paperwork

دسته های مدارک

armfuls of cash

دسته های پول نقد

armfuls of hugs

دسته های آغوش

armfuls of leaves

دسته های برگ

جملات نمونه

she gathered armfuls of flowers for the wedding.

او دسته گل برای عروسی جمع کرد.

he carried armfuls of firewood into the cabin.

او هیزم را به داخل کلبه حمل کرد.

they picked armfuls of ripe apples from the orchard.

آنها دسته ای از سیب های رسیده از باغ برداشتند.

she brought armfuls of groceries from the market.

او دسته ای از مواد غذایی از بازار آورد.

he collected armfuls of leaves for the compost.

او دسته ای از برگ ها را برای کمپوست جمع کرد.

they made armfuls of blankets to keep warm.

آنها دسته ای از پتوها را برای گرم ماندن درست کردند.

she stacked armfuls of books on the shelf.

او دسته ای از کتاب ها را روی قفسه قرار داد.

he brought armfuls of toys for the children.

او دسته ای از اسباب بازی ها را برای بچه ها آورد.

we picked armfuls of wildflowers during our hike.

ما دسته ای از گل های وحشی را در طول پیاده روی خود برداشتیم.

she received armfuls of congratulations after her performance.

او پس از اجرش، دسته ای از تبریک ها دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید