arraignment

[ایالات متحده]/əˈreɪn.mɛnt/
[بریتانیا]/ərˈraɪnmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جلسه رسمی در دادگاه که در آن یک مظنون به ارتکاب جرم متهم می‌شود و از او خواسته می‌شود که به گناهکار بودن یا بی‌گناه بودن خود پاسخ دهد؛ یک اتهام رسمی یا کیفرخواست علیه شخصی به خاطر یک جرم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

arraignment hearing

جلسه تعیین اتهام

formal arraignment

تعیین اتهام رسمی

postponement of arraignment

به تعویق انداختن تعیین اتهام

arraignment procedure

روش تعیین اتهام

arraignment in court

تعیین اتهام در دادگاه

schedule an arraignment

برنامه‌ریزی برای تعیین اتهام

جملات نمونه

the defendant appeared for his arraignment in court.

متهم برای حضور در جلسه محاکمه خود در دادگاه حاضر شد.

during the arraignment, the charges were read aloud.

در طول جلسه محاکمه، اتهامات به صورت بلند خوانده شد.

the judge scheduled the arraignment for next week.

قاضی جلسه محاکمه را برای هفته آینده زمان‌بندی کرد.

her arraignment was delayed due to legal issues.

به دلیل مشکلات قانونی، جلسه محاکمه او به تعویق افتاد.

the lawyer advised his client to remain silent during the arraignment.

وکیل به موکلش توصیه کرد که در طول جلسه محاکمه سکوت کند.

they discussed the possibility of bail at the arraignment.

آنها در مورد امکان قرار وثیقه در جلسه محاکمه صحبت کردند.

witnesses were called to testify during the arraignment.

برای شهادت دادن، شاهدان در طول جلسه محاکمه احضار شدند.

the arraignment process can be intimidating for defendants.

فرآیند جلسه محاکمه می‌تواند برای متهمان ترسناک باشد.

he pleaded not guilty at his arraignment.

او در جلسه محاکمه خود بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

the arraignment was conducted via video conference.

جلسه محاکمه از طریق کنفرانس ویدیویی انجام شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید