artlessnesses

[ایالات متحده]/ˈɑːrtləsnɪsiz/
[بریتانیا]/ˌɑːrtləsˈnɛsiz/

ترجمه

n. کیفیت بی‌زرق و برق بودن؛ عدم نیرنگ یا فریب.

جملات نمونه

her artlessnesses made her endearing to everyone around her.

بی‌ریایی او باعث می‌شد که برای همه اطرافیان دوست‌داشتنی باشد.

despite his artlessnesses, he managed to win the competition.

با وجود بی‌ریایی‌اش، توانست در مسابقه پیروز شود.

his artlessnesses often led him into awkward situations.

بی‌ریایی او اغلب او را در موقعیت‌های ناخوشاوت قرار می‌داد.

she approached the task with her usual artlessnesses.

او این کار را با بی‌ریایی همیشگی خود شروع کرد.

there was a charm in his artlessnesses that attracted others.

یک جذابیت در بی‌ریایی او وجود داشت که دیگران را جذب می‌کرد.

her artlessnesses shone through in her writing.

بی‌ریایی او در نوشته‌هایش به خوبی نمایان می‌شد.

people often misinterpret his artlessnesses as ignorance.

افراد اغلب بی‌ریایی او را به عنوان نادانی تفسیر می‌کنند.

his artlessnesses were a refreshing change in the corporate world.

بی‌ریایی او یک تغییر دلپذیر در دنیای شرکت‌ها بود.

she embraced her artlessnesses, believing they made her unique.

او بی‌ریایی خود را پذیرفت، زیرا معتقد بود که او را منحصر به فرد می‌کند.

artlessnesses can sometimes lead to profound moments of honesty.

بی‌ریایی گاهی اوقات می‌تواند منجر به لحظات عمیق صراحت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید