ascendency

[ایالات متحده]/ə'sendənsi,-dəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تسلط، قدرت، برتری.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

political ascendency

ظهور سیاسی

gain ascendency

کسب برتری

economic ascendency

برتری اقتصادی

جملات نمونه

Since it always was a seasonal cycle, and the ascendency followed this behavior, we averaged the ascendency over 365 successive days (duration of one year) in the oscillatory phase.

از آنجایی که همیشه یک چرخه فصلی بود و ظهور این رفتار را دنبال می‌کرد، میانگین ظهور را در طول 365 روز متوالی (مدت یک سال) در فاز نوسانی محاسبه کردیم.

The country is gaining ascendency in the global economy.

کشور در حال به دست آوردن برتری در اقتصاد جهانی است.

The team's ascendency in the league is undeniable.

برتری تیم در لیگ غیرقابل انکار است.

She quickly gained ascendency over her competitors.

او به سرعت برتری خود را بر رقبای خود به دست آورد.

The company's ascendency in the market is remarkable.

برتری شرکت در بازار قابل توجه است.

The political party is struggling to maintain its ascendency.

حزب سیاسی برای حفظ برتری خود تلاش می‌کند.

He used his intelligence to establish ascendency in the negotiations.

او از هوش خود برای تثبیت برتری در مذاکرات استفاده کرد.

The ascendency of technology has transformed many industries.

ظهور فناوری صنایع متعددی را متحول کرده است.

The team's ascendency was evident in their recent performance.

برتری تیم در عملکرد اخیر آنها آشکار بود.

The company's ascendency was built on innovation and hard work.

برتری شرکت بر پایه نوآوری و سخت‌کوشی بنا شده بود.

She used her charm to gain ascendency in the social circle.

او از جذابیت خود برای به دست آوردن برتری در حلقه اجتماعی استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید