ascetically

[ایالات متحده]/ˌæs.tɪˈtɪ.kli/
[بریتانیا]/ˌæ.stɪˈtɪ.kə.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که سخت و ساده است، به‌ویژه به منظور تمرین انضباط شخصی

عبارات و ترکیب‌ها

ascetically pleasing

دلپذیر گوشه‌گیرانه

live ascetically

گوشه‌گیرانه زندگی کنید

ascetically designed

طراحی شده به صورت گوشه‌گیرانه

approach life ascetically

زندگی را به صورت گوشه‌گیرانه دنبال کنید

ascetically refined

به صورت گوشه‌گیرانه ظریف شده

جملات نمونه

he lives ascetically, focusing on his spiritual growth.

او به طور زاهدانه زندگی می‌کند و بر رشد معنوی خود تمرکز دارد.

she practices ascetically to achieve inner peace.

او برای رسیدن به آرامش درونی به طور زاهدانه تمرین می‌کند.

they chose to live ascetically, minimizing their possessions.

آنها تصمیم گرفتند به طور زاهدانه زندگی کنند و دارایی‌های خود را به حداقل برسانند.

ascetically, he refrains from indulgent pleasures.

او به طور زاهدانه از لذت‌های فانی خودداری می‌کند.

living ascetically can lead to greater self-discipline.

زندگی زاهدانه می‌تواند منجر به خودکنترلی بیشتر شود.

she ascetically dedicates her life to helping others.

او زندگی خود را به طور زاهدانه به کمک دیگران اختصاص می‌دهد.

he ascetically abstains from material wealth.

او به طور زاهدانه از ثروت مادی چشم پوشی می‌کند.

living ascetically, she finds joy in simplicity.

او در حالی که به طور زاهدانه زندگی می‌کند، شادی را در سادگی می‌یابد.

he believes that living ascetically brings clarity of mind.

او معتقد است که زندگی زاهدانه باعث وضوح ذهن می‌شود.

ascetically, they focus on their goals without distractions.

آنها به طور زاهدانه بر اهداف خود بدون حواس‌پرتی تمرکز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید