ascribed to
نسبت داده شده
The play is usually ascribed to Shakespeare.
نمایشنامه معمولاً به شکسپیر نسبت داده میشود.
This invention is ascribed to Edison.
این اختراع به الیزا ادیسون نسبت داده شده است.
a quotation ascribed to Thomas Cooper.
نقلقولی که به توماس کوپر نسبت داده شده است.
an invention ascribed to the 15th century.
یک اختراع که به قرن پانزدهم نسبت داده شده است.
He ascribed his failure to objective conditions.
او شکست خود را به شرایط عینی نسبت داد.
They ascribed their disaster to an unkind fate.
آنها فاجعه خود را به سرنوشتی نامهربانانه نسبت دادند.
She ascribed difficulties to overspending.
او مشکلات را به دلیل هزینههای بیش از حد نسبت داد.
He ascribed his failure to bad luck.
او شکست خود را به شانس بد نسبت داد.
Darren ascribed his success to luck.
دارن موفقیت خود را به شانس نسبت داد.
Men have ascribed their own characteristics to their gods.
مردان ویژگیهای خود را به خدایان خود نسبت دادهاند.
he ascribed Jane's short temper to her upset stomach.
او اخلاق بد Jane را به دلیل ناراحتی معدهاش نسبت داد.
tough-mindedness is a quality commonly ascribed to top bosses.
مصمم بودن یک ویژگی است که معمولاً به مدیران ارشد نسبت داده میشود.
ascribed the poor harvest to drought.See Synonyms at attribute
به دلیل خشکسالی، برداشت ضعیف محصول را نسبت دادند. به مترادفها در ویژگی مراجعه کنید.
I ascribed the mistakes of my work to my incaution.
من اشتباهات کارم را به بیاحتیاطی خودم نسبت دادم.
No one knows who wrote that play, but it is often ascribed to me.
هیچ کس نمیداند چه کسی آن نمایشنامه را نوشته است، اما اغلب به من نسبت داده میشود.
He ascribed his good health to proper diet and exercise.
او سلامتی خوب خود را به رژیم غذایی و ورزش مناسب نسبت داد.
Resilience is a property of rubber. Anattribute is a quality that is ascribed to someone or something:
تابناپذیری یک ویژگی لاستیک است. یک ویژگی یک کیفیتی است که به کسی یا چیزی نسبت داده میشود:
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید