aspatial

[ایالات متحده]/əˈspeɪʃəl/
[بریتانیا]/əˈspeɪʃəl/

ترجمه

adj. مربوط به یا نشان دهنده چیزی که فاقد کیفیت یا بعد فضایی است.

عبارات و ترکیب‌ها

aspatial data

داده‌های غیر فضایی

aspatial analysis

تجزیه و تحلیل غیر فضایی

aspatial distribution

توزیع غیر فضایی

aspatial attributes

ویژگی‌های غیر فضایی

aspatial relations

روابط غیر فضایی

aspatial representation

نمایش غیر فضایی

aspatial reasoning

استدلال غیر فضایی

aspatial thinking

تفکر غیر فضایی

aspatial concepts

مفاهیم غیر فضایی

aspatially distributed

به صورت غیر فضایی توزیع شده

جملات نمونه

the study focused on aspatial data analysis rather than geographic patterns.

مطالعه بر روی تحلیل داده‌های غیر مکانی تمرکز داشت، نه الگوهای جغرافیایی.

aspatial attributes like income and education were examined separately from location.

ویژگی‌های غیر مکانی مانند درآمد و تحصیلات به طور جداگانه از مکان مورد بررسی قرار گرفتند.

researchers developed an aspatial model to understand social relationships.

محققان یک مدل غیر مکانی برای درک روابط اجتماعی توسعه دادند.

the aspatial distribution of the population was surprising to geographers.

توزیع غیر مکانی جمعیت برای جغرافی‌دانان غیرمنتظره بود.

many sociological phenomena are essentially aspatial in nature.

بسیاری از پدیده‌های جامعه‌شناختی ذاتاً غیر مکانی هستند.

the database contains both spatial and aspatial information about each region.

پایگاه داده شامل اطلاعات مکانی و غیر مکانی در مورد هر منطقه است.

aspatial approaches can reveal patterns that geographic analysis misses.

روش‌های غیر مکانی می‌توانند الگوهایی را آشکار کنند که تحلیل جغرافیایی از دست می‌دهد.

the aspatial characteristic of this phenomenon challenges traditional assumptions.

ویژگی غیر مکانی این پدیده، فرضیات سنتی را به چالش می‌کشد.

urban planners sometimes prioritize aspatial factors over spatial considerations.

برنامه‌ریزی شهری گاهی اوقات اولویت‌بندی عوامل غیر مکانی بر ملاحظات مکانی را در اولویت قرار می‌دهد.

the aspatial representation allows for abstract comparisons across different areas.

نمایش غیر مکانی امکان مقایسه‌های انتزاعی در مناطق مختلف را فراهم می‌کند.

statistical methods can be applied to aspatial datasets effectively.

روش‌های آماری را می‌توان به طور مؤثر بر روی مجموعه‌داده‌های غیر مکانی اعمال کرد.

the aspatial concept of distance differs from physical proximity.

مفهوم غیر مکانی فاصله با نزدیکی فیزیکی متفاوت است.

economists often study aspatial patterns in market behavior.

اقتصاددانان اغلب الگوهای غیر مکانی در رفتار بازار را مطالعه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید