asperities

[ایالات متحده]/ˈæs.pə.rɪ.tiːz/
[بریتانیا]/ˌæspərˈiːtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.زبری; خشونت; شدت; دشواری‌ها; سختی‌ها; شرایط آب و هوایی سخت

عبارات و ترکیب‌ها

smooth over asperities

از بین بردن زبر و زدهای احتمالی

جملات نمونه

despite the asperities of their relationship, they managed to find common ground.

با وجود سختی‌ها و مشکلات موجود در رابطه آن‌ها، آن‌ها توانستند زمینه‌های مشترکی را پیدا کنند.

the asperities of the terrain made the hike challenging.

سختی‌های مسیر پیاده‌روی را دشوار می‌کرد.

he spoke with asperities that surprised everyone in the room.

او با لحنی تند و ناخوشایند صحبت کرد که همه افراد حاضر در اتاق را شگفت‌زده کرد.

the asperities in her tone revealed her frustration.

خشونت در لحن او، ناراحتی‌اش را نشان داد.

negotiations were difficult due to the asperities between the two parties.

به دلیل اختلافات موجود بین دو طرف، مذاکرات دشوار بود.

he tried to smooth over the asperities in their conversation.

او سعی کرد تا سختی‌ها و مشکلات موجود در صحبت‌هایشان را از بین ببرد.

the asperities of life can often teach us valuable lessons.

سختی‌های زندگی اغلب می‌توانند درس‌های ارزشمندی به ما آموزش دهند.

her asperities were softened by a genuine apology.

سختی‌های او با یک عذرخواهی صادقانه کاهش یافت.

understanding the asperities of cultural differences is essential in diplomacy.

درک تفاوت‌های فرهنگی و سختی‌های ناشی از آن‌ها در دیپلماسی ضروری است.

the asperities of the debate highlighted deep-seated issues.

سختی‌های بحث، مسائل عمیقاً ریشه‌دار را آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید