aspersions

[ایالات متحده]/əˈspɜ:ʃən/
[بریتانیا]/əˈspɝʒən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افترا; تهمت

عبارات و ترکیب‌ها

cast aspersions

پخش کردن اتهامات

جملات نمونه

Don't cast aspersions on my honesty.

به اعتبار صداقت من شک نکنید.

I don't think anyone is casting aspersions on you.

فکر نمی‌کنم کسی به شما تهمت بزند.

I do not wish to cast aspersions on your honesty.

نمی‌خواهم به صداقت شما شک کنم.

I don't permit you to cast aspersions on my friend.

به شما اجازه نمی‌دهم به دوست من تهمت بزنید.

Why did he cast aspersions upon us?

چرا او به ما تهمت زد؟

aspersion, calumny, defame, denigrate, discredit, libel, malign, slander, slur, stigmatise, traduce, vilify.

توهین، افترا، بدنام کردن، تحقیر، بی‌اعتبار کردن، افتراپراکنی، بدگویی، تهمت، لکه، انگ زدن، بدنام کردن، تحقیر کردن.

candles casting light; cast aspersions on my character; findings that cast doubt on our hypothesis.

شمع‌هایی که نور می‌اندازند؛ به اعتبار شخصیت من شک کردن؛ یافته‌هایی که بر فرضیه ما تردید ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید