assemblymen

[ایالات متحده]/əˈsembliːmən/
[بریتانیا]/əˌsembləˈmɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای مذکر یک مجمع قانونگذاری; کارگرانی که چیزها را مونتاژ می‌کنند

جملات نمونه

the assemblymen gathered to discuss the new policy.

نمایندگان مجلس برای بحث در مورد سیاست جدید گرد هم آمدند.

assemblymen voted on the proposed budget yesterday.

نمایندگان مجلس دیروز در مورد بودجه پیشنهادی رای دادند.

many assemblymen expressed their concerns about the law.

بسیاری از نمایندگان مجلس نگرانی خود را در مورد قانون ابراز کردند.

the assemblymen held a meeting to address public issues.

نمایندگان مجلس جلسه‌ای برای رسیدگی به مسائل عمومی برگزار کردند.

assemblymen are responsible for representing their constituents.

نمایندگان مجلس مسئولیت نمایندگی رای‌دهندگان خود را بر عهده دارند.

some assemblymen proposed amendments to the bill.

برخی از نمایندگان مجلس اصلاحاتی برای طرح پیشنهاد کردند.

assemblymen often meet with community leaders to discuss needs.

نمایندگان مجلس اغلب با رهبران جامعه برای بحث در مورد نیازها ملاقات می‌کنند.

the assemblymen's decision will impact many lives.

تصمیم نمایندگان مجلس بر زندگی بسیاری تأثیر خواهد گذاشت.

assemblymen are elected to serve the public interest.

نمایندگان مجلس برای خدمت به منافع عمومی انتخاب می‌شوند.

during the session, assemblymen debated several key issues.

در طول جلسه، نمایندگان مجلس در مورد چندین موضوع کلیدی بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید