he assented readily
او به راحتی موافقت کرد
she assented to the proposal after careful consideration.
او پس از بررسی دقیق به پیشنهاد موافقت کرد.
the committee assented to the changes in the policy.
کمیته با تغییرات در سیاست موافقت کرد.
he assented with a nod, showing his agreement.
او با تکان دادن سر و نشان دادن موافقت خود موافقت کرد.
they assented to the terms of the contract without hesitation.
آنها بدون هیچ گونه تردیدی به شرایط قرارداد موافقت کردند.
the board assented to the new budget proposal.
هیئت مدیره با پیشنهاد بودجه جدید موافقت کرد.
after a lengthy discussion, she finally assented to the plan.
پس از بحث طولانی، او سرانجام با طرح موافقت کرد.
he assented to the idea, believing it would benefit everyone.
او با این ایده موافقت کرد، زیرا معتقد بود که به نفع همه خواهد بود.
they assented to collaborate on the project.
آنها با همکاری در پروژه موافقت کردند.
she assented to the request with a smile.
او با لبخند به درخواست موافقت کرد.
the majority assented to the decision made by the leader.
اکثریت با تصمیم اتخاذ شده توسط رهبر موافقت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید