assenting

[ایالات متحده]/əˈsɛntɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsɛn.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ابراز توافق یا تأیید؛ موافقت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

assenting with enthusiasm

با اشتیاق موافقت کردن

assenting silently

به طور خاموش موافقت کردن

his assenting nod

سر تکان موافقت آمیز او

assenting voice

صدای موافقت

without assenting

بدون موافقت

she assented reluctantly

او با اکراه موافقت کرد

جملات نمونه

the committee was assenting to the new policy changes.

کمیته با تغییرات سیاست‌های جدید موافقت کرد.

she nodded, assenting to his proposal.

او سر تکان داد و با پیشنهاد او موافقت کرد.

the board members are assenting to the merger.

اعضای هیئت مدیره با ادغام موافقت دارند.

his silence was taken as assenting to the decision.

سکوت او به عنوان موافقت با تصمیم تلقی شد.

they were assenting to the terms of the agreement.

آنها با شرایط توافق موافقت داشتند.

assenting to the plan, they began to take action.

با موافقت با طرح، آنها شروع به اقدام کردند.

the audience was assenting with applause.

مخاطبان با تشویق موافقت کردند.

he was assenting to her reasoning during the discussion.

او با استدلال او در طول بحث موافقت کرد.

they are assenting to the changes in the schedule.

آنها با تغییرات در برنامه موافقت دارند.

she found herself assenting to ideas she once opposed.

او متوجه شد که با ایده هایی که زمانی مخالف آنها بود موافقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید