consenting

[ایالات متحده]/kən'sɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اجازه دادن یا توافق کردن

عبارات و ترکیب‌ها

consenting adults

بزرگسالان راضی

جملات نمونه

consenting to a proposal

رضایت به پیشنهاد

consenting to medical treatment

رضایت به درمان پزشکی

consenting to a search

رضایت به بازرسی

consenting to a contract

رضایت به قرارداد

consenting to an interview

رضایت به مصاحبه

consenting to a survey

رضایت به نظرسنجی

consenting to a study

رضایت به مطالعه

consenting to a procedure

رضایت به روش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید