asseverated

[ایالات متحده]/əˈseɪvəreɪtɪd/
[بریتانیا]/əˌsɛvərˈeɪtɪd/

ترجمه

v. به‌طور بسیار قوی و جدی چیزی را بیان کردن، مانند اینکه به راست بودن آن سوگند یاد می‌کند؛ به‌طور رسمی تأیید کردن.

جملات نمونه

she asseverated her innocence in front of the jury.

او بی‌گناهی خود را در حضور هیئت منصفه تأیید کرد.

the witness asseverated that he saw the defendant at the scene.

شهادت‌دهنده تأیید کرد که شاهد حضور متهم در صحنه بوده است.

he asseverated his commitment to the project during the meeting.

او تعهد خود به پروژه را در طول جلسه تأیید کرد.

they asseverated their loyalty to the organization.

آنها وفاداری خود را به سازمان تأیید کردند.

the politician asseverated his plans for reform.

سیاستمدار برنامه‌های خود برای اصلاحات را تأیید کرد.

she asseverated that the report was accurate and reliable.

او تأیید کرد که گزارش دقیق و قابل اعتماد است.

he asseverated that he had no involvement in the scandal.

او تأیید کرد که در رسوایی دخالتی نداشته است.

the scientist asseverated the validity of his research findings.

دانشمند اعتبار یافته‌های تحقیقاتی خود را تأیید کرد.

she asseverated her belief in the importance of education.

او باور خود به اهمیت آموزش را تأیید کرد.

the lawyer asseverated the evidence was compelling.

وکیل تأیید کرد که مدارک قانع‌کننده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید