assigner

[ایالات متحده]/əˈsaɪnər/
[بریتانیا]/əˈsīnər/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را به شخص دیگری واگذار می‌کند یا محول می‌کند؛ در قانون، شخصی که حقوق یا اموال را اعطا یا منتقل می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

assigner of tasks

واگذارکننده وظایف

the primary assigner

واگذارکننده اصلی

assigner of responsibility

واگذارکننده مسئولیت

an individual assigner

واگذارکننده فردی

assigner of permissions

واگذارکننده مجوزها

جملات نمونه

the assigner will provide the necessary resources for the project.

راهنما منابع لازم را برای پروژه فراهم خواهد کرد.

each team member knows their role as defined by the assigner.

هر یک از اعضای تیم نقش خود را که توسط راهنما تعریف شده است، می‌داند.

the assigner is responsible for distributing tasks fairly.

راهنما مسئولیت توزیع عادلانه وظایف را بر عهده دارد.

communication with the assigner is crucial for project success.

ارتباط با راهنما برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

the assigner's feedback helped improve the overall quality of the work.

بازخورد راهنما به بهبود کیفیت کلی کار کمک کرد.

it is important for the assigner to clarify expectations early on.

برای راهنما مهم است که انتظارات را در اسرع وقت مشخص کند.

team members should reach out to the assigner with any questions.

اعضای تیم باید در صورت داشتن هرگونه سوال با راهنما تماس بگیرند.

the assigner will review the progress of each task regularly.

راهنما به طور منظم پیشرفت هر وظیفه را بررسی خواهد کرد.

a good assigner knows how to motivate their team effectively.

یک راهنمای خوب می‌داند چگونه به طور مؤثر تیم خود را تشویق کند.

the assigner must ensure that deadlines are met by all team members.

راهنما باید اطمینان حاصل کند که همه اعضای تیم مهلت مقرر را رعایت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید