assise

[ایالات متحده]/əˈsɪs/
[بریتانیا]/əˈsaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مجمع قانونی از افرادی که برای شنیدن شواهد در دادگاه احضار شده و نظر خود را در مورد پرونده اعلام می‌کنند.
v. احضار یا جمع‌آوری یک هیئت منصفه برای محاکمه.
Word Forms
جمعassises

عبارات و ترکیب‌ها

assise in judgment

قضاوت کردن

the assise court

دادگاه جزایی

assise of jurors

جلسه هیئت منصفه

the assise list

لیست جزایی

جملات نمونه

he will attend the assise next week.

او هفته آینده در دادگاه شرکت خواهد کرد.

the assise was held to discuss the new law.

دادگاه برای بحث در مورد قانون جدید برگزار شد.

she was nervous about the upcoming assise.

او در مورد دادگاه آینده مضطرب بود.

the judge presided over the assise with authority.

قاضی با اقتدار بر دادگاه نظارت داشت.

witnesses were called to testify at the assise.

برای شهادت در دادگاه، شاهدان احضار شدند.

the outcome of the assise was widely reported.

نتیجه دادگاه به طور گسترده گزارش شد.

many legal experts attended the assise for insights.

بسیاری از کارشناسان حقوقی برای کسب اطلاعات در دادگاه شرکت کردند.

the assise focused on important legal precedents.

دادگاه بر روی سوابق قانونی مهم تمرکز کرد.

defendants have the right to a fair assise.

متهمین حق دارند در دادگاه منصفانه محاکمه شوند.

after the assise, the jury deliberated for hours.

پس از دادگاه، هیئت منصفه ساعت‌ها مشورت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید