assoiling

[ایالات متحده]/əˈsoʊɪlɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsoʊɪlɪŋ/

ترجمه

v. کسی را از سرزنش یا گناه آزاد کردن یا اعلام کردن؛ بخشیدن یا برائت بخشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

assoiling one's hands

شستن دست‌ها

assoiling their reputation

لکه‌دار کردن شهرت آنها

assoiling the innocent

آلوده کردن بی‌گناهان

assoiling their legacy

ناپاک کردن میراث آنها

جملات نمونه

assoiling the land is essential for healthy crops.

آبیاری زمین برای رشد سالم محصولات ضروری است.

the farmer focused on assoiling techniques to improve yield.

کشاورز بر روی تکنیک‌های آبیاری برای بهبود عملکرد تمرکز کرد.

assoiling can help restore nutrients in the soil.

آبیاری می‌تواند به بازگرداندن مواد مغذی در خاک کمک کند.

they discussed assoiling methods at the agricultural conference.

آنها روش‌های آبیاری را در کنفرانس کشاورزی مورد بحث قرار دادند.

effective assoiling practices are crucial for sustainable farming.

روش‌های آبیاری موثر برای کشاورزی پایدار بسیار مهم هستند.

assoiling helps in controlling weeds and pests.

آبیاری به کنترل علف‌های هرز و آفات کمک می‌کند.

farmers learned new assoiling techniques to enhance soil health.

کشاورزان تکنیک‌های جدید آبیاری را برای بهبود سلامت خاک آموختند.

assoiling is a traditional practice that still holds value today.

آبیاری یک سنت سنتی است که هنوز هم امروز ارزش دارد.

they implemented assoiling to combat soil erosion.

آنها برای مقابله با فرسایش خاک از آبیاری استفاده کردند.

assoiling can significantly influence crop rotation strategies.

آبیاری می‌تواند به طور قابل توجهی بر استراتژی‌های تناوب محصول تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید