assurednesses

[ایالات متحده]/əˈʃʊədˌnɛsəz/
[بریتانیا]/əˈʃʊrˌdnesɪz/

ترجمه

n. حالت اطمینان یا اعتماد؛ تضمین.

عبارات و ترکیب‌ها

assurednesses of success

اطمینان از موفقیت

جملات نمونه

her assurednesses in public speaking impressed everyone.

اعتماد به نفس او در سخنرانی در جمع، همه را تحت تأثیر قرار داد.

he approached the challenge with several assurednesses that made him successful.

او چالش را با چندین اعتماد به نفس به پیش برد که باعث موفقیت او شد.

the team's assurednesses helped them win the championship.

اعتماد به نفس تیم به آنها کمک کرد تا قهرمانی را بدست آورند.

her assurednesses in decision-making are admirable.

اعتماد به نفس او در تصمیم گیری قابل تحسین است.

with his assurednesses, he easily gained the trust of his colleagues.

با اعتماد به نفس خود، او به راحتی اعتماد همکاران خود را جلب کرد.

they spoke with assurednesses that calmed the audience.

آنها با اعتماد به نفسی صحبت کردند که مخاطبان را آرام کرد.

her assurednesses during the interview made a strong impression.

اعتماد به نفس او در طول مصاحبه، تأثیر قوی‌ای گذاشت.

assurednesses are key to effective leadership.

اعتماد به نفس برای رهبری مؤثر، کلیدی است.

his assurednesses in negotiations led to a successful deal.

اعتماد به نفس او در مذاکرات منجر به یک معامله موفق شد.

she carries her assurednesses into every aspect of her life.

او اعتماد به نفس خود را در هر جنبه ای از زندگی خود حفظ می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید