asthenies

[ایالات متحده]/æs'θi:niːz/
[بریتانیا]/as-ˈθēn-eez/

ترجمه

n. احساس عمومی ضعف یا کمبود انرژی؛ حالتی از ضعف و کمبود زندگی، به ویژه به دلیل بیماری یا کار بیش از حد.

جملات نمونه

patients with asthenies often feel fatigued.

بیماران مبتلا به ضعف عصبی اغلب احساس خستگی می‌کنند.

asthenies can affect a person's daily activities.

ضعف عصبی می‌تواند بر فعالیت‌های روزانه یک فرد تأثیر بگذارد.

many factors can contribute to asthenies.

عوامل متعددی می‌توانند در بروز ضعف عصبی نقش داشته باشند.

doctors often evaluate the symptoms of asthenies.

پزشکان اغلب علائم ضعف عصبی را ارزیابی می‌کنند.

managing asthenies requires a comprehensive approach.

مدیریت ضعف عصبی نیاز به یک رویکرد جامع دارد.

asthenies can be a sign of underlying health issues.

ضعف عصبی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات بهداشتی زمینه‌ای باشد.

rest and nutrition are important for overcoming asthenies.

استراحت و تغذیه برای غلبه بر ضعف عصبی مهم هستند.

asthenies may require medical intervention for treatment.

ضعف عصبی ممکن است برای درمان نیاز به مداخله پزشکی داشته باشد.

understanding asthenies helps in providing better care.

درک ضعف عصبی به ارائه مراقبت بهتر کمک می‌کند.

asthenies can be debilitating if not addressed properly.

ضعف عصبی می‌تواند ناتوان‌کننده باشد اگر به درستی مورد توجه قرار نگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید