astutest

[ایالات متحده]/ˈæs.tjuː.tɪst/
[بریتانیا]/əˈstjuːtɪst/

ترجمه

adj. باهوش ترین یا ماهرترین; زیرک ترین; فریبکارترین

جملات نمونه

the astutest students always get the highest grades.

دانشجویان باهوش‌ترین همیشه بالاترین نمرات را کسب می‌کنند.

her astutest observation helped solve the mystery.

مشاهده باهوشانه او به حل معما کمک کرد.

the astutest negotiators can close deals quickly.

با هوشمندانه‌ترین مذاکره‌کنندگان می‌توانند معاملات را به سرعت ببندند.

he is known for being the astutest in the group.

او به داشتن باهوش‌ترین در گروه معروف است.

the astutest strategies often lead to success.

استراتژی‌های باهوش اغلب منجر به موفقیت می‌شوند.

in chess, the astutest moves can turn the game around.

در شطرنج، باهوش‌ترین حرکت‌ها می‌توانند روند بازی را تغییر دهند.

she made the astutest decision for her career.

او باهوشانه‌ترین تصمیم را برای شغل خود گرفت.

the astutest leaders inspire their teams effectively.

رهبران باهوش تیم‌های خود را به طور موثر الهام بخشند.

his astutest comments during the meeting were appreciated.

نظرات باهوشانه او در طول جلسه مورد استقبال قرار گرفت.

the astutest investments yield the best returns.

سرمایه‌گذاری‌های باهوش بیشترین بازده را به دست می‌آورند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید