atavistic

[ایالات متحده]/ˌætə'vɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نشان دادن ویژگی‌های یک جد دور، نشان دادن خصوصیات یک جد دور

جملات نمونه

atavistic fears and instincts.

ترس‌ها و غرایز باستانی

The atavistic fear of the dark still lingers in some people.

ترس باستانی از تاریکی هنوز در برخی افراد وجود دارد.

His atavistic instincts kicked in when he felt threatened.

وقتی احساس خطر کرد، غرایز باستانی‌اش فعال شد.

The tribe's atavistic rituals were passed down through generations.

آیین‌های باستانی قبیله از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شد.

She felt an atavistic connection to the ancient ruins.

او ارتباط باستانی با ویرانه‌های باستانی احساس کرد.

The atavistic urge to hunt and gather still exists in some cultures.

غریزه باستانی برای شکار و جمع‌آوری هنوز در برخی فرهنگ‌ها وجود دارد.

His atavistic behavior shocked modern society.

رفتار باستان‌گرایانه‌اش جامعه مدرن را شوکه کرد.

The atavistic response to danger is fight or flight.

واکنش باستان‌گرایانه به خطر، مبارزه یا فرار است.

Some people believe in atavistic reincarnation.

برخی افراد به تناسخ باستانی اعتقاد دارند.

The atavistic nature of humans can be seen in their survival instincts.

طبیعت باستان‌گرایانه انسان را می‌توان در غرایز بقای آن‌ها دید.

The atavistic drive for dominance is present in many species.

تمایل باستان‌گرایانه به تسلط در بسیاری از گونه‌ها وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید