atemporal

[ایالات متحده]/əˈtɛm.pɔːr.əl/
[بریتانیا]/ˌætəmˈpoʊrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجود در خارج از زمان یا تحت تأثیر زمان نیست

عبارات و ترکیب‌ها

atemporal existence

وجود فرازمانی

atemporal concept

مفهوم فرازمانی

atemporal realm

جهان فرازمانی

atemporal nature

طبیعت فرازمانی

atemporal truth

حقیقت فرازمانی

atemporal perspective

دیدگاه فرازمانی

atemporal significance

اهمیت فرازمانی

atemporal understanding

درک فرازمانی

atemporal experience

تجربه فرازمانی

جملات نمونه

the concept of beauty is often considered atemporal.

مفهوم زیبایی اغلب به عنوان فرازمانی در نظر گرفته می شود.

some artworks possess an atemporal quality that transcends generations.

برخی از آثار هنری دارای کیفیتی فرازمانی هستند که نسل ها را پشت سر می گذارد.

his atemporal style makes his music appealing to all ages.

سبک فرازمانی او باعث می شود موسیقی او برای همه سنین جذاب باشد.

atemporal themes can be found in classic literature.

می توان مضامین فرازمانی را در ادبیات کلاسیک یافت.

the atemporal nature of love is explored in many films.

طبیعت فرازمانی عشق در بسیاری از فیلم ها مورد بررسی قرار می گیرد.

fashion trends can sometimes feel atemporal.

ترندهای مد گاهی اوقات می توانند فرازمانی به نظر برسند.

philosophical questions often have atemporal relevance.

سوالات فلسفی اغلب ارتباط فرازمانی دارند.

her atemporal designs are always in vogue.

طرح های فرازمانی او همیشه مد روز هستند.

many cultures celebrate atemporal values that unite humanity.

فرهنگ های زیادی ارزش های فرازمانی را جشن می گیرند که بشریت را متحد می کند.

the atemporal nature of truth is a central theme in philosophy.

طبیعت فرازمانی حقیقت یک موضوع اصلی در فلسفه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید