time-bound deadline
مهلت زمانی
time-bound offer
پیشنهاد با مهلت زمانی
time-bound agreement
توافق با مهلت زمانی
time-bound project
پروژه با مهلت زمانی
time-bound task
وظیفه با مهلت زمانی
being time-bound
داشتن مهلت زمانی
time-bound contract
قرارداد با مهلت زمانی
time-bound period
دوره زمانی محدود
time-bound scope
دامنه زمانی محدود
time-bound conditions
شرایط زمانی محدود
we have a time-bound offer that expires next friday.
ما یک پیشنهاد زماندار داریم که تا جمعه هفته آینده منقضی میشود.
the project has a strict time-bound deadline of december 31st.
این پروژه دارای یک مهلت زمانی سختگیرانه تا ۳۱ دسامبر است.
this is a time-bound agreement, valid for one year only.
این یک توافقنامه زماندار است که فقط برای یک سال معتبر است.
the grant is time-bound and cannot be extended.
این کمکهزینه زماندار است و قابل تمدید نیست.
the promotion is time-bound; don't miss out!
این تبلیغگاه زماندار است؛ آن را از دست ندهید!
the investigation was time-bound by a court order.
این تحقیق به دلیل حکم دادگاه دارای محدودیت زمانی بود.
the contract included a time-bound clause regarding renewal.
این قرارداد شامل یک بند زمانی در مورد تمدید میشد.
the deal was time-bound to encourage a quick decision.
این معامله برای تشویق به تصمیمگیری سریع، زماندار بود.
the research grant had a time-bound funding period.
این کمکهزینه تحقیقاتی دارای یک دوره زمانی بودجهبندی بود.
the visa is time-bound; ensure you leave before it expires.
این ویزا زماندار است؛ اطمینان حاصل کنید که قبل از انقضا از آن خارج شوید.
the special offer is time-bound and available for a limited time.
این پیشنهاد ویژه زماندار است و برای مدت محدودی در دسترس است.
time-bound deadline
مهلت زمانی
time-bound offer
پیشنهاد با مهلت زمانی
time-bound agreement
توافق با مهلت زمانی
time-bound project
پروژه با مهلت زمانی
time-bound task
وظیفه با مهلت زمانی
being time-bound
داشتن مهلت زمانی
time-bound contract
قرارداد با مهلت زمانی
time-bound period
دوره زمانی محدود
time-bound scope
دامنه زمانی محدود
time-bound conditions
شرایط زمانی محدود
we have a time-bound offer that expires next friday.
ما یک پیشنهاد زماندار داریم که تا جمعه هفته آینده منقضی میشود.
the project has a strict time-bound deadline of december 31st.
این پروژه دارای یک مهلت زمانی سختگیرانه تا ۳۱ دسامبر است.
this is a time-bound agreement, valid for one year only.
این یک توافقنامه زماندار است که فقط برای یک سال معتبر است.
the grant is time-bound and cannot be extended.
این کمکهزینه زماندار است و قابل تمدید نیست.
the promotion is time-bound; don't miss out!
این تبلیغگاه زماندار است؛ آن را از دست ندهید!
the investigation was time-bound by a court order.
این تحقیق به دلیل حکم دادگاه دارای محدودیت زمانی بود.
the contract included a time-bound clause regarding renewal.
این قرارداد شامل یک بند زمانی در مورد تمدید میشد.
the deal was time-bound to encourage a quick decision.
این معامله برای تشویق به تصمیمگیری سریع، زماندار بود.
the research grant had a time-bound funding period.
این کمکهزینه تحقیقاتی دارای یک دوره زمانی بودجهبندی بود.
the visa is time-bound; ensure you leave before it expires.
این ویزا زماندار است؛ اطمینان حاصل کنید که قبل از انقضا از آن خارج شوید.
the special offer is time-bound and available for a limited time.
این پیشنهاد ویژه زماندار است و برای مدت محدودی در دسترس است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید