atomized

[ایالات متحده]/ˈætəmaɪz/
[بریتانیا]/əˈtɑːmɪˌzaɪ̯/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v چیزی را به اتم‌ها کاهش دادن; آن را به یک مه ریز بخار کردن; باعث نابودی چیزی توسط یک بمب اتمی شدن
v آن را به اتم‌ها تقسیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

atomize the market

تجزیه بازار

atomize data

تجزیه داده

atomize a problem

تجزیه یک مسئله

atomize the competition

تجزیه رقابت

atomize knowledge

تجزیه دانش

جملات نمونه

we need to atomize the data for better analysis.

ما نیاز داریم داده‌ها را برای تجزیه و تحلیل بهتر اتمی کنیم.

atomizing the project into smaller tasks can improve efficiency.

اتم کردن پروژه به وظایف کوچکتر می‌تواند کارایی را بهبود بخشد.

the new software can atomize complex processes.

نرم افزار جدید می‌تواند فرآیندهای پیچیده را اتمی کند.

to understand the issue, we must atomize the problem.

برای درک مشکل، باید مشکل را اتمی کنیم.

atomizing the ingredients helps in precise cooking.

اتم کردن مواد به پخت و پز دقیق کمک می کند.

they decided to atomize the tasks for the team project.

آنها تصمیم گرفتند وظایف را برای پروژه تیمی اتمی کنند.

atomizing the information can make it easier to share.

اتم کردن اطلاعات می تواند به اشتراک گذاری آن را آسان تر کند.

we should atomize our goals to track progress effectively.

ما باید اهداف خود را اتمی کنیم تا به طور موثر پیشرفت را پیگیری کنیم.

atomizing the workflow can lead to better productivity.

اتم کردن گردش کار می تواند منجر به بهره وری بیشتر شود.

by atomizing the content, we can enhance user engagement.

با اتمی کردن محتوا، می توانیم تعامل کاربر را افزایش دهیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید