he atones for his mistakes by volunteering in the community.
او برای جبران اشتباهاتش داوطلبانه در جامعه فعالیت میکند.
she believes that writing a letter can atone for her past actions.
او معتقد است که نوشتن نامهای میتواند جبران اعمال گذشته او را کند.
the company atones for its environmental impact by planting trees.
شرکت برای جبران اثرات زیست محیطی خود با کاشت درختان اقدام میکند.
he hopes to atone for his behavior by making amends.
او امیدوار است با جبران رفتارش، برای اشتباهاتش جبران کند.
to atone for her absence, she brought gifts for everyone.
برای جبران غیبت خود، او هدایایی برای همه آورد.
they atone for their past mistakes by supporting local charities.
آنها با حمایت از خیریههای محلی برای اشتباهات گذشته خود جبران میکنند.
he tries to atone for his harsh words with kind actions.
او سعی میکند با انجام اعمال مهربانانه، برای حرفهای تندش جبران کند.
she atones for her guilt by helping those in need.
او با کمک به نیازمندان، برای احساس گناه خود جبران میکند.
to truly atone, one must recognize their wrongdoings.
برای جبران واقعی، یک فرد باید اشتباهات خود را تشخیص دهد.
he believes that prayer can help him atone for his sins.
او معتقد است که دعا میتواند به او کمک کند تا برای گناهانش جبران کند.
he atones for his mistakes by volunteering in the community.
او برای جبران اشتباهاتش داوطلبانه در جامعه فعالیت میکند.
she believes that writing a letter can atone for her past actions.
او معتقد است که نوشتن نامهای میتواند جبران اعمال گذشته او را کند.
the company atones for its environmental impact by planting trees.
شرکت برای جبران اثرات زیست محیطی خود با کاشت درختان اقدام میکند.
he hopes to atone for his behavior by making amends.
او امیدوار است با جبران رفتارش، برای اشتباهاتش جبران کند.
to atone for her absence, she brought gifts for everyone.
برای جبران غیبت خود، او هدایایی برای همه آورد.
they atone for their past mistakes by supporting local charities.
آنها با حمایت از خیریههای محلی برای اشتباهات گذشته خود جبران میکنند.
he tries to atone for his harsh words with kind actions.
او سعی میکند با انجام اعمال مهربانانه، برای حرفهای تندش جبران کند.
she atones for her guilt by helping those in need.
او با کمک به نیازمندان، برای احساس گناه خود جبران میکند.
to truly atone, one must recognize their wrongdoings.
برای جبران واقعی، یک فرد باید اشتباهات خود را تشخیص دهد.
he believes that prayer can help him atone for his sins.
او معتقد است که دعا میتواند به او کمک کند تا برای گناهانش جبران کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید